العالم – ایران
به گزارش العالم، عدنان منصور وزیر امور خارجه اسبق و سفیر پیشین لبنان در تهران با انتشار یادداشتی تحلیلی دراین باره خاطرنشان کرد: این موضوع جای تعجب ندارد، چرا که آمریکا از زمان پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، بلوکهای بینالمللی و نظامهای سیاسیِ مخالفِ خود را تهدیدی برای امنیت ملی و منافع راهبردی جهانیاش تلقی کرده است.
بنابراین، واشنگتن همواره برای مهار یا سرنگونی این بلوک های بین المللی و نظام های سیاسی به هر بهایی که باشد، تلاش کرده است.
بررسی رفتار سیاسی آمریکا از زمان شروع جنگ جهانی دوم نشان میدهد که هیچ کشوری در قاره آمریکا از مکزیک تا آمریکای مرکزی یا جنوبی از تحریمهای اقتصادی، کودتاهای نظامی، ناآرامیهای داخلیِ سازماندهیشده توسط سیا، یا ترور رهبرانی که از کاخ سفید اطاعت نکردند، در امان نمانده و درباره بسیاری از رؤسای جمهور آمریکای مرکزی یا جنوبی وضع به همین منوال بوده است.
البته این سیاست تنها به قاره آمریکا محدود نبوده بلکه تا سایر قارهها نیز گسترش یافت و واشنگتن همین سیاست را در آفریقا، جهان عرب، آسیا و اروپا اجرا کرده است.
آمریکا تمام دولتهایی را که با واشنگتن مخالف بودند و سیاستهای آن را رد میکردند، یکی پس از دیگری سرنگون کرد. مانند جیمی رولدز آگویلرا در اکوادور، قوام نکرومه در غنا، مانوئل آنتونیو نوریگا در پاناما، خاکوبو آربنز در گواتمالا، سوکارنو در اندونزی، سالوادور آلنده در شیلی، سریماوو بندارانایکه در سریلانکا، ذوالفقار علی بوتو در پاکستان و محمد مصدق در ایران و مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی سابق که آمریکا منتظر مرگش ماند و پس از آن این کشور را تجزیه کرد.
این حکومت ها که سلطه آمریکا را نپذیرفتند، نتوانستند بیش از چند سال در برابر فشارها تاب بیاورند و سرانجام توسط واشنگتن سرنگون شدند. اما در این میان، کشوری وجود دارد که از دوران جیمی کارتر تا زمان دونالد ترامپ، با قاطعیت در برابر کاخ سفید ایستادگی کرد و آن جمهوری اسلامی ایران است.
آمریکا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران کینه، نفرت و خشم عمیقی نسبت به ایران در دل داشت و برای انتقام گیری و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
ریشه های تقابل محاصره آمریکا علیه ایران
در این میان کارشناسان می پرسند که چرا آمریکا ایران را هدف قرار داده و چنین تحریمهای سخت و غیرانسانی را علیه مردم این کشور تحمیل نمود؛ تحریمهایی که جهان هرگز نظیر آن را به خود ندیده است؟ و این که ایران چگونه توانست دههها در برابر بزرگترین قدرت مالی، اقتصادی و نظامی جهان مقاومت کند، بیآنکه واشنگتن به اهداف یا مقاصد خود در قبال تهران دست یابد؟
دلایل متعددی آمریکا را به طرف محاصره ایران و تلاش برای حذف نظام آن سوق داده که مهمترین آن به این شرح است:
۱. وجود یک نظام ایدئولوژیک که مخالف سیاستهای آمریکا در زمینه سلطهجویی، اعمال نفوذ و جنگافروزی، و همچنین مداخلات واشنگتن در مسایل داخلی ملتهای منطقه و جهان است و با آنها مخالفت میورزد. در نتیجه، کاخ سفید نمیتوانست نظامی مخالف خود را بپذیرد که بر محیط پیرامونی اش اعمال نفوذ نموده و دیگر ملتها را تشویق کند تا در آینده از الگوی ایران پیروی نمایند.
۲. موقعیت جغرافیایی راهبردی ایران، این کشور را به کریدوری محوری در اوراسیا و بازیگری مهم در نقشه ژئوپلیتیک و حساس بدل کرده است؛ موقعیتی که خاورمیانه و آسیای مرکزی را شامل می شود و در امتداد تنگه هرمز که از اهمیتی حیاتی در سطح جهانی برخوردار است قرار دارد.
ایران همچنین به دلیل عبور ابتکار جاده و کمربند از اراضی اش که از کشور چین تا اروپا امتداد دارد از اهمیت جغرافیایی بالایی برخوردار است.
همچنین توافقنامه مشارکت راهبردی جامع ۲۵ ساله میان چین و ایران که بر اساس آن پکن حق خرید محصولات نفت و گاز را با نرخهای ترجیحی و تخفیفهای تضمینشده به دست میآورد خشم واشنگتن را برانگیخته لذا آمریکا در تلاش است تا با حمایت از پروژه رقیب یعنی کریدور هند – دبی – حیفا - اروپا ابتکار «کمربند و جاده» را محدود و آن را با نوعی چالش مواجه نماید.
۳. ایران دارای سومین ذخایر بزرگ نفت باکیفیت و دومین ذخایر بزرگ گاز در جهان است. این مساله توجه آمریکا را به این ثروت راهبردی جلب کرده است تا کنترل آن را به دست گیرد؛ درست همانگونه که درباره نفت ونزوئلا و کشورهای حوزه خلیج فارس عمل کرده است.
۴. تلاش آمریکا برای حفظ ارزش دلار و قیمتگذاری نفت بر مبنای آن؛ و اعطای ارزش راهبردی و حیاتی به آن و مرتبط نمودن دلار به تجارت جهانی (به ویژه در بخش نفت و گاز) و سرمایهگذاریها باعث شده است تا کاخ سفید با تمام قوا با هرگونه انحراف از این سیاست مقابله کند.
مقابله آمریکا با کشورهایی که دلار را به چالش بکشند
زمانی که صدام در عراق، معمر قذافی در لیبی و نیکلاس مادورو در ونزوئلا کوشیدند تا با استفاده از ترکیبی از ارزهای معتبر جهانی غیر از دلار، ارزهای محلی یا سازوکارهای تهاتر به خرید و فروش نفت بپردازند، آمریکا حکومت آنان را سرنگون کرد تا درس عبرتی برای دیگران باشند.
منافع اقتصادی، تجاری و سرمایهگذاری جهانی آمریکا خط قرمزی محسوب میشود که هیچ طرفی مجاز به عبور از آن نیست. این موضوع درباره ایران نیز صدق میکند؛ چرا که کاخ سفید تحمل نمی کند که ایران نفت خود را با ارزهایی غیر از دلار بفروشد یا در سطوح سیاسی، اقتصادی و تجاری مغایر با منافع آمریکا فعالیت کند.
راز مقاومت ایران در برابر تحریم و جنگ افروزی آمریکا
اما ایران چگونه توانسته در تمامی عرصهها دوام بیاورد، سازندگی و پیشرفت نماید و طی ۴۷ سال در برابر آمریکا و جهان غرب ایستادگی و در مقابل سیاستها، تحریمها و جنگها مقاومت کند و هرگز تن به تسلیم یا سازش ندهد؟ ایران به رغم تحریمها و با تکیه بر منابع داخلی و نخبگان علمی خود، موفق به تقویت بنیه داخلی شده و از هزاران نوآور در حوزههای گوناگون اعم از صنعت، کشاورزی، پزشکی یا نظامی تا پژوهش و فناوری نانو بهره میبرد و از فناوری هستهای برخوردار شده است.
ایران از نظر برخورداری از منابع نفت، گاز و مواد معدنی، یکی از غنیترین کشورهای جهان به شمار میرود و این سرمایهها را به شیوهای نظاممند و برنامهریزیشده با موفقیت بهرهبرداری کرده است؛ هرچند شهرت این کشور عمدتاً به نفت و گاز محدود مانده و همین مساله، اهمیت جهانیِ منابع معدنی آن را تا حد زیادی تحتالشعاع قرار داده است.
منابع عظیم معدنی ایران
در سال ۲۰۲۶، سازمان زمینشناسی آمریکا (USGS) گزارش جامع «تولیدات معدنی» در سال ۲۰۲۵ را منتشر کرد که نشان می داد ایران از نظر ذخایر مس، آهن، روی و باريت در زمره کشورهای پیشرو جهان قرار دارد. در سال ۲۰۲۴، ایران بزرگترین تولیدکننده استرانسیم (فلز نرم به رنگ زرد نقره ای است و در گروه فلزات قلیایی خاکی قرار دارد) در جهان بود و حدود ۵۰ درصد از تولید جهانی آن (که در صنایع، داروسازی و تولید رادیوایزوتوپها کاربرد دارد) را به خود اختصاص داد و همچنین ۲۴ درصد از آهن جهان را تولید کرد.
این کشور همچنین در تولید فلدسپار که در صنایع شیشه و سرامیک کاربرد دارد با سهم ۱۲ درصدی از تولید جهانی، در مکان سوم جهان قرار دارد و تولیدکننده عمده مولیبدن (مورد استفاده در صنایع داروسازی) و سایر مواد راهبردی نظیر لیتیوم، کبالت و سرب است.
منابع آمریکایی تأیید میکنند که ایران از ذخایر عظیم فلدسپات، گچ، سنگآهن، مس، روی و سرب و باريت در سطح جهانی برخوردار است.
شایان ذکر است که سازمان زمینشناسی آمريكا، مس، لیتیوم، نیکل، کبالت، سرب، گرافیت، مولیبدن و روی را در فهرست مواد معدنی حیاتی برای سال ۲۰۲۵ گنجانده که ذخایر آنها فقط در چند کشور متمرکز می باشد و برای اقتصاد، امنیت ملی و فناوری حیاتی محسوب میشوند؛ چرا که در ساخت خودروهای برقی، تجهیزات الکترونیکی، پهپادها، موشکها، سامانههای دفاعی، زیرساختهای انرژی خورشیدی، شبکههای برق، مخابرات و موارد دیگر کاربرد دارند.
اگر تحریم و محاصره لغو شود، ایران ظرف چند سال به قدرت اقتصادی و نظامی جهان بدل می شود
آمریکا و متحدانش به خوبی می دانند که اگر محاصره پایان یابد و تحریمهای ایران لغو شود، این کشور ظرف چند سال به یک قدرت اقتصادی و نظامی جهانی بدل خواهد شد. این مساله ناشی از توانمندی های داخلی ایران است؛ چرا که منابع طبیعی این کشور همراه با خیل عظیمی از مهندسان، دانشمندان و پژوهشگران، نوآوران و متخصصان در حوزههای اقتصادی، صنعتی، تحقیقاتی، علمی، هستهای و نظامی به ایران امکان میدهد تا به سرعت پیشرفت کرده و خسارات ناشی از تحریم در سال های گذشته را جبران کند.
اهمیت ایران برای آمریکا و به ویژه برای ترامپ که در پی مهار این کشور و براندازی نظام حاکم بر آن با توسل به هر ابزار ممکنی است در همین نکته نهفته است. هدف او بازگرداندن عقربههای زمان به دوران حکومکت پادشاهی، یعنی محمدرضا پهلوی (که دستنشاندهٔ آمریکا بود) و در نتیجه احیای کنترل آمریکا بر نفت و ثروتهای ایران است؛ درست همانگونه که پس از سرنگونی محمد مصدق و لغو قانون ملیشدن صنعت نفت توسط شاه، روی داد.
مهمترین عوامل تاب آوری ۴۷ ساله ایران در برابر آمریکا و متحدانش
در این میان مهمترین عوامل تابآوری که ایران را قادر ساخته تا به مدت ۴۷ سال در برابر واشنگتن و متحدانش مقاومت کنند، عبارتند از:
۱. مردم ایران با گردآمدن حول محور رهبری و نشان دادن حس میهن پرستی و احساس مسئولیت ملی توطئه های قدرت های غربی به ویژه آمریکا علیه کشورشان را خنثی کردند.
۲. ایران نظامی متکی به یک فرد نیست؛ بلکه نظامی متشکل از نهادهای نیرومند با ساختاری هرمی است که از رأس تا قاعده امتداد دارند. ولی ترامپ و همپیمانانش به اشتباه تصور میکردند که با ترور رهبر معظم انقلاب و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی یا مقامات ارشد سیاسی، میتوانند نظام ایران را سرنگون کنند. اما توهم ترامپ به سرعت زدوده شد آن زمان که ایران ظرف چند ساعت، پس از اقدام پلید ترور مقام معظم رهبری خلأهای ایجادشده در سطوح رهبری و مناصب سیاسی و نظامی را پر نمود که این مساله کارشناسان سراسر جهان را شگفتزده و مبهوت ساخت.
۳. به رغم تحریمها و جنگها، بدهی خارجی ایران از ۹.۲ میلیارد دلار فراتر نمیرود؛ رقمی که در برابر بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار داراییهای مسدودشده ایران در خارج از کشور ناچیز است.
شایان ذکر است که ایران برای اجرای برنامههای پنجسالهی توسعهی خود به استقراض از صندوق بینالمللی پول (IMF) متوسل نشده است؛ این کشور عامدانه چنین سیاستی را در پیش گرفته تا خود را در برابر باجخواهی و خطر گرفتار شدن در چنگال صندوق بینالمللی پول و تهدیدها و فشارهای آمریکا مصون نگه دارد.
۴. ایران از زمان تأسیس نظام جمهوری اسلامی، مسیری را به طرف دستیابی به سطح بالایی از خودکفایی غذایی با تکیه بر توسعه و گسترش تولید داخلی در پیش گرفته است تا هرگز در معرض محاصره یا باجخواهی دشمنان خود قرار نگیرد.
۵. ایران از ذخایر عظیم نفت و گاز برخوردار است که بسیار فراتر از نیازهای جمعیت آن است و این مساله نیاز به واردات را از بین میبرد و تضمین میکند که در صورت نیاز احتمالی به واردات، کشور تحت تأثیر تحریمها قرار نگیرد.
تسلیحات دفاعی بومی، موشک های هایپر سونیک و فناوری پیشرفته هسته ای/ ضربه سنگین به اقتصاد آمریکا با بسته ماندن تنگه هرمز
۶. ایران از توانمندیهای نظامی بومی، قابلیت تولید داخلی تسلیحات دفاع هوایی، زمینی و دریایی، صنعتی پیشرفته و دقیق در زمینه موشکهای متعارف و هایپرسونیک با برد متوسط و بلند، و فناوری پیشرفته هستهای برخوردار است.
در این میان این پرسش مطرح میشود که اگر مسدود ماندن تنگه هرمز ماهها به طول انجامد، چه خواهد شد؟ چه طرفی بیشترین آسیب اقتصادی را متحمل میشود: ایران، یا آمریکا و متحدانش؟ تردیدی نیست که بسته ماندن طولانیمدت این تنگه، شوک نفتی جهانی ایجاد خواهد نمود و ضربهای سنگین به اقتصادهای آمریکا، اروپا و آسیا وارد خواهد ساخت. اما آیا این اقتصادها تابآوریِ تحمل چنین وضعیتی را دارند؟
مجموعه این عوامل به ایران امکان داده است تا در برابر غرب ایستادگی کند و موجب ناکامی تحریمهایی شود که طی ۴۷ سال گذشته بر این کشور اعمال شده است؛ تحریمهایی که ترامپ آنها را با به راه انداختن دو جنگ تشدید کرد چرا که دچار این توهم شده بود که با تحمیل محاصرهای شدید و به راه انداختن جنگ علیه ایران، میتواند این کشور را به منطقه تحت نفوذ آمریکا بازگرداند.
اما وی از عمق آگاهی، روحیه قوی، صبر و استقامت، و خشم عمیق مردم ایران نسبت به غرب که دههها ثروت ایران را به یغما برده و این کشور را استثمار کرده بودند، و تابآوری رهبری ایران، عزم راسخ آن برای مقابله با دشمن و دفع تجاوز، و تعهد تزلزلناپذیرش به دفاع از حاکمیت ایران و آینده مردم آن تا آخرین نفس بی خبر بود.