العالم - یادداشت
در همین رابطه، دکتر حومانی در این یادداشت اختصاصی خود برای شبکه العالم؛ نوشته است...

- تریبون سازمان ملل همواره یکی از مهمترین عرصهها برای تعیین و اعلام سیاستهای کشورها در چشم اندازی برای آینده است و به همین دلیل، حضور رؤسای کشورها در نیویورک اهمیت زیادی دارد و از این روی؛ آمریکا در بسیاری از موارد تلاش میکند از حضور رهبران کشورها برای اعمال سیاستهای ترغیب و ارعاب استفاده کند و ساختار سیاسی و اطلاعاتی این کشور در حاشیه نشستهای مجمع عمومی فعال است.
نویسنده با اشاره به خودداری آمریکا از صدور روادید برای برخی شخصیتها، از جمله محمود عباس برای دومین سال متوالی، مینویسد..
- اگر واشنگتن از نظر نظامی و سیاسی در جنگ علیه ایران در موقعیت قدرتمندی قرار داشت، میتوانست با هیئت ایرانی نیز چنین رفتاری داشته باشد؛ اما نیاز آمریکا به ارتباط با رهبران ایران، حضور کامل هیئت ایرانی را در پی داشت چرا که آمریکا همچنان امیدوار بوده در ایران جریانی وجود داشته باشد که حاضر به مذاکره بر اساس شروط واشنگتن باشد و پزشکیان را نیز در زمره این جریان میدانسته و از همین رو این توهم را در سر داشت که حضور رئیسجمهور ایران در نیویورک، همراه با هیئت مذاکرهکننده، به انعطاف بیشتر مواضع تهران منجر شود.
"حومانی" در ادامه تصریح می کند که تیم آمریکایی فعال در تعامل با هیئتهای خارجی، علاوه بر سیاستمداران و دیپلماتها، شامل عناصر اطلاعاتی، اقتصاددانان و چهرههای مالی نیز است و تلاش میکند از طریق شخصیتها و دیپلماتهای خارجی، به شکل غیرمستقیم از ابزارهای ترغیب و ارعاب علیه هیئت ایرانی استفاده کند.
اما به باور نویسنده، رهبران ایران که با این شیوهها آشنا هستند، از حضور در سازمان ملل برای انتقال پیامهای روشن خود به آمریکا و متحدانش استفاده کرده اند و حضور پزشکیان تصمیمی "درست و شجاعانه" بوده و قطعا تأکید بر مواضع ایران از زبان او نشانه ایستادگی کشور در کنار رهبری در این "نبرد سرنوشتساز" بوده است و دیدار میان هیئتهای ایران و آمریکا به ریاست عباس عراقچی و استیو ویتکاف به درخواست آمریکا، نیز نشانه اعتماد هیئت ایرانی برای مطالبه حقوق خود بوده و هست.
نگارنده ی این یادداشت در نوشته ی خود تاکید دارد که پزشکیان با بیان مواضع ایران درباره تحولات منطقه، و گفتن عبارت "ملتی که نتواند از خود در این جهان دفاع کند، لگدمال میشود"؛ پیام اقتدار ایران" را به جهان منتقل نموده و در برابر رهبران جهان، این سخن نشانداد که آمادگی مردم ایران برای دفاع از کشور در بالاترین سطح است و با وجود هر میزان فداکاری، ملت و حکومت در کنار یکدیگرند و تسلیم نخواهند شد و تاکید پزشکیان بر حق ایران جهت غنیسازی هستهای نیز در پاسخ به تهدیدهای مطرحشده درباره احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای علیه ایران قاطعانه بوده است.
رئیسجمهور ایران درباره تنگه هرمز که تصریح کرد "نمیتوانیم اجازه دهیم کسی که به ما تجاوز میکند، آزادانه در تنگه هرمز رفتوآمد کند و علیه ما عملیات انجام دهد"؛ پیامی به آمریکا و رژیم صهیونیستی و کشورهای حوزه خلیج فارس که اجازه استفاده از خاک خود برای حمله به ایران میدهند؛ داده و تاکیدش بر حل مشکلات منطقه از طریق تفاهم میان کشورهای منطقه و دور از سلطه آمریکا و نیز پایبندی ایران به تفاهمنامه و نهراسیدن از جنگی که در آن از خود دفاع کند، موضعی مقتدرانه بوده است.
به باور دکتر حومانی؛ سخنان پزشکیان در شرایط کنونی منطقه "تاریخی و سرنوشتساز است و انتخاب عبارتهای ساده، صریح و قدرتمند از سوی رئیسجمهور ایران اهمیت این مواضع را بیشتر نموده و سیاستمداران آمریکایی سخنان پزشکیان را بهدقت بررسی خواهند کرد تا میزان قدرت و پایداری ایران بر مواضعش را دریابند؛ مسئلهای که به اعتقاد او میتواند در مذاکرات بعدی به سود مذاکرهکنندگان ایرانی باشد و تصور واشنگتن درباره ایجاد شکاف در ایران را تضعیف کند.
به نوشته این تحلیلگر لبنانی، آنچه ترامپ و سیاستمداران آمریکایی تصور میکردند فرصتی برای اعمال فشار بیشتر بر هیئت ایرانی خواهد بود، اما این حضور قدرتمند ثابت کرد که رهبران ایران درباره حفظ منافع کشور موضعی یکپارچه دارند و نه مکان، نه تطمیع و نه تهدید، آنها را از حقوق، حاکمیت و مواضعشان منحرف نخواهد کرد.
حومانی عملکرد پزشکیان و هیئت همراه او را به بافتن "فرش سیاست ایرانی با نخهایی از طلا" تشبیه میکند که از بالاترین تریبون سیاسی جهان بر گردن ترامپ پیچیده و غوطه ور شدن بیشتر او در باتلاق سیاسی و انتخاباتی اش زا باعث گردیده است.
و در آخر نویسنده، این یادداشت خود را با این عبارت پایان داده است:
"در سازمان ملل، سحر به خود ساحر برگشت."