العالم - اختصاصی العالم
علی بن مسعود المعشنی، تحلیلگر و نویسنده عمانی، در جدیدترین قسمت برنامه "جسور" تولیدی شبکه العالم، با بررسی ریشههای تاریخی، ساختار اجتماعی، ظرفیتهای اقتصادی و موقعیت راهبردی یمن، تأکید کرده است که نادیده گرفتن ویژگیهای جامعه یمن و اهمیت ژئوپلیتیکی (جغرافیائی) این کشور، موجب شکلگیری سیاستهایی شده است که نهتنها به تضعیف یمن منجر نشده، بلکه میتواند پیامدهای پیشبینینشدهای برای کشورهای منطقه به همراه داشته باشد.
این راوی عمانی در آغاز برنامه با طرح این پرسش که یمن به کدام سو میرود و چه واقعیتهایی درباره این کشور بهدرستی شناخته نشده است، اظهار داشته است:
یمن را نمیتوان به تصویر رایج از جامعهای مسلح و درگیر منازعات قبیلهای محدود کرد؛ زیرا این کشور از تاریخ طولانی، ساختار اجتماعی پیچیده، ارزشهای ریشهدار و ظرفیتهای انسانی قابلتوجهی برخوردار است و با توجه به ویژگیهای جامعه یمن، بهویژه در مناطق شمالی، بخش مهمی از آن را قبایل یکجانشین و شهرنشین تشکیل میدهند و عرفها و سنتهای قبیلهای در زندگی اجتماعی آنها نقش تعیینکنندهای دارد که در بسیاری از موارد به حفظ نظم اجتماعی و تنظیم روابط میان افراد کمک کرده و می کنند..
"المعشنی" با اشاره به نقش قبایل پیرامون صنعا افزود:در ساختار سیاسی یمن، ثبات و استقرار قدرت مرکزی از اهمیت ویژهای برخوردار است و جامعه یمنی برای برخی رفتارها، از جمله حمله به افراد ناتوان، خیانت در امانت و تعرض به زنان و کودکان، قبح اجتماعی شدیدی قائل است و ارزشهای سنتی و عرفهای محلی در مهار رفتارهای خشونتآمیز نقش بسیاری دارند.
وی در این بخش از توانایی مردم یمن برای ادامه زندگی در شرایط جنگی سخن گفته و به تجربه سفر خود به صنعا در حدود سال ۲۰۱۸ که با وجود ادامه جنگ، رفتوآمد شبانه در شهر جریان داشته و زندگی روزمره در بسیاری از مناطق ادامه پیدا میکرده، اشاره نموده است. و از همین رو؛ همبستگی اجتماعی، همکاری میان مردم و توانایی آنها در مواجهه با بحرانها را از ویژگیهای برجسته جامعه یمن دانسته است.
کشاورزی و ظرفیتهای داخلی؛ عوامل تابآوری یمن
"المعشنی" یکی دیگر از عوامل مقاومت جامعه یمن در برابر فشارهای اقتصادی را ظرفیتهای کشاورزی و تولید داخلی این کشور عنوان کرده و به گفته وی، حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد جمعیت یمن در بخش کشاورزی فعالیت دارند و تولید محصولات کشاورزی، دام و طیور، بخشی از نیازهای داخلی آنان را تأمین میکند.
او با اشاره به مشکلات ناشی از کمبود حقوق و دستمزدها در شرایط محاصره، میان دشواریهای اقتصادی مردم و تداوم تولید داخلی تمایز قائل شده و بر این باورست که همین اتکای بیشتر به کشاورزی و تواناییهای بومی، میزان آسیبپذیری کشورها را در برابر اختلال در واردات کاهش میدهد.
این نویسنده عمانی همچنین با اشاره به وجود صنعتگران و نیروهای ماهر در یمن و ایران، بر اهمیت توانایی داخلی برای تولید و توسعه فناوری تأکید کرده و معتقد است کشورهایی که از نیروی انسانی ماهر و ظرفیتهای تولیدی برخوردارند، در مقایسه با کشورهای وابسته به واردات، توان بیشتری برای مقابله با فشارهای اقتصادی همه جانبه دارند.
او در همین زمینه به افزایش قیمت کالاهای وارداتی در برخی کشورهای حوزه خلیج فارس و بالا رفتن هزینههای بیمه حملونقل اشاره و این تحولات را نشانهای از آسیبپذیری اقتصادهای وابسته به تجارت خارجی دانسته است.
اختلافات تاریخی و شکافهای اجتماعی در یمن
"المعشنی" در بخش دیگری از تحلیل روائی خود به اختلافات تاریخی میان برخی خاندانهای هاشمی و قبایل یمن پرداخته و می گوید که این رقابتها ریشهای طولانی دارند و در دورههای مختلف تاریخ، بر تحولات سیاسی این کشور تأثیر گذاشتهاند.
با این حال، وی تأکید نموده که جامعه یمن از پیوندهای اجتماعی گستردهای برخوردار است و روابط خانوادگی و ازدواج میان گروههای مختلف، امکان عبور از برخی مرزبندیهای تاریخی را فراهم کرده است.
به اعتقاد او، تجربه طولانی مردم یمن از جنگها، مداخلات خارجی و بحرانهای سیاسی، نوعی تابآوری تاریخی در این جامعه ایجاد نموده است.
وی همچنین به تفاوتهای تاریخی میان شمال و جنوب یمن پرداخته و از نسلی سخن می گوید که در دهه ۱۹۹۰ میلادی متولد شده و در دوران وحدت این کشور رشد کرده است، و آن نسل را در بخش قابلتوجهی از موارد همچنان حامی حفظ وحدت در کشور قلمداد می کند که از نگاه او، با کنار رفتن برخی چهرههای سیاسی گذشته، فرصتی برای اصلاح مشکلات و پیامدهای منفی وحدت فراهم شده است.
بابالمندب و دریای سرخ؛ مزیت راهبردی یمن
این تحلیلگر عمانی، موقعیت جغرافیایی یمن را یکی از مهمترین منابع قدرت این کشور برشمرده که با قرار گرفتن در نزدیکی تنگه بابالمندب و مسیرهای اصلی کشتیرانی بینالمللی، ظرفیتهای گستردهای در حوزه تجارت، حملونقل دریایی، هوانوردی و خدمات ترانزیتی ایجاد میکند.
به گفته وی، بهرهبرداری از این ظرفیتها، از جمله ارائه خدمات به کشتیهای عبوری و پروازهای بینالمللی، میتواند درآمد قابلتوجهی برای یمن به همراه داشته باشد.
او همچنین به طرح "پل نور" برای اتصال یمن به جیبوتی، به هدف ایجاد ارتباط مستقیم میان آسیا و آفریقا و تسهیل تجارت در منطقه شاخ آفریقا پرداخته است و با تأکید بر اهمیت بابالمندب و دریای سرخ در معادلات امنیتی منطقه، افزایش نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در این منطقه با منافع راهبردی کشورهای عربی را در تعارض می بیند و این در حالی است که کنترل مسیرهای دریایی، عاملی تعیینکننده در توازن قدرت و امنیت منطقهای است.
او در ادامه، به طرحهایی برای تولید برق از ظرفیتهای آبی منطقه بابالمندب اشاره و توضیح می دهد که ارقام مطرحشده درباره میزان بالقوه تولید برق نیازمند دقت بیشتری است و با توجه به ظرفیت محدود تولید برق در یمن، توسعه چنین طرحهایی ـ در صورت امکانپذیری فنی و اقتصادی ـ میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
نبرد الحدیده و معادلات دریای سرخ
المعشنی در ادامه برنامه، نبرد الحدیده در سال ۲۰۱۸ را یکی از نقاط مهم تحولات یمن دانسته و چنین اظهار می دارد که در آن زمان، مسئله الحدیده عمدتا از منظر اهمیت این بندر برای مناطق تحت کنترل انصارالله یمن مطرح میشده، در حالی که این نبرد با رقابت گستردهتر بر سر نفوذ در دریای سرخ نیز مرتبط بوده است.
به اعتقاد او، مقاومت انصارالله در الحدیده، مانع تحقق طرحهایی برای گسترش نفوذ آمریکا و رژیم صهیونیستی در این مسیر راهبردی شد.
او همچنین به روایتهایی درباره انتقال آب، غذا و سلاح به نیروهای محاصرهشده از طریق موشکهای فاقد مواد انفجاری پرداخته و این اقدام را نمونهای از شیوههای ابتکاری در شرایط جنگی توصیف کرده است.
این نویسنده و تحلیلگر عمانی سپس به مذاکرات مربوط به یمن پرداخته و می افزاید:
در مقطعی، قرار بود روند حلوفصل بحران با رسیدگی به مسائل انسانی، از جمله بازگشایی فرودگاهها و بنادر، باز شدن جادههای میان استانها و پرداخت حقوقها آغاز شود و پس از آن نیز بازسازی، تشکیل دولت انتقالی، گفتوگوی ملی و در نهایت برگزاری انتخابات در دستور کار قرار گیرداما به گفته وی، این روند به نتیجه مورد انتظار نرسید و اجرای توافقهای مطرحشده متوقف ماند.
المعشنی در همین زمینه این پرسش را مطرح کرد که آیا برخی قدرتها اساسا خواهان پایان یافتن بحرانها هستند یا از تداوم جنگها و تنشهای منطقهای منافع اقتصادی و راهبردی کسب میکنند؟.
انتقاد از سیاستهای منطقهای در قبال یمن
المعشنی در بخش پایانی برنامه، با انتقاد از رویکرد برخی کشورهای عربی همسایه یمن، این پرسش را مطرح کرده که چرا سیاستهای تضعیف این کشور، با وجود گذشت سالها از آغاز جنگ در سال ۲۰۱۵، همچنان ادامه دارد.
وی با اشاره به سابقه مداخلات خارجی در یمن، از حضور تاریخی حبشیها و عثمانیها و نیز اشغال جنوب یمن به دست بریتانیا یاد کرده، اما تأکید داشته است که ادامه فشار از سوی کشورهای همسایه، پرسشهای جدی درباره اهداف و محاسبات این سیاستها ایجاد میکند و مشکل اساسی، شناخت ناکافی از تاریخ، ساختار اجتماعی و ظرفیتهای یمن است.
به اعتقاد وی، تصمیمگیری بر پایه اطلاعات ناقص، شایعات و برداشتهای سطحی، میتواند به اتخاذ سیاستهایی منجر شود که نهتنها به اهداف مورد نظر دست نمییابند، بلکه به منافع خود تصمیمگیرندگان نیز آسیب میزنند.
این تحلیلگر همچنین با اشاره به تفاوت میان اهداف اولیه یک اقدام و پیامدهای نهایی آن، نمونه ترور یکی از مقامهای بلندپایه اتریش در سال ۱۹۱۴ و زنجیره رویدادهای منتهی به جنگ جهانی اول را یادآور شده و تأکید کرده است که تصمیمگیرندگان باید پیامدهای گسترده و بلندمدت اقدامات خود را در نظر بگیرند و از محاسبات کوتاهمدت پرهیز کنند.
و در آخر، راوی برنامه، بر ضرورت شناخت دقیق ملتها، توجه به ریشههای تاریخی اختلافات و اتخاذ سیاستهای مبتنی بر دانش و ارزیابی همهجانبه تأکید نموده و هشدار داده است که نادیده گرفتن این اصول میتواند بحرانهای منطقهای را تشدید کرده و پیامدهایی فراتر از اهداف اولیه تصمیمگیرندگان به همراه داشته باشد.