سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد

يکشنبه 7 دی 1404
07:27
سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد سودان پیش از آن‌که یک بحران سیاسی باشد، یک تجربهٔ انسانی است؛ تجربهٔ زیستن در جایی که نظم، نه به‌تدریج، بلکه ناگهان از زندگی عقب می‌نشیند. این سرزمین، از نوبیا تا خارطوم، قرن‌ها محل تلاقی قدرت، فرهنگ و بقا بوده است. اما آنچه امروز در سودان جریان دارد، ادامهٔ تاریخ نیست؛ گسست از معناست. جایی که دولت فرو می‌ریزد و انسان، برای زنده‌ماندن، به لایه‌های ابتدایی روان خود پناه می‌برد.

العالم - سودان

در خارطوم، زنی باردار مسیر زایش را نه با تقویم پزشکی، بلکه با شدت گلوله‌ها می‌سنجد. در دارفور، کودکی که هنوز مدرسه نرفته، تفاوت صدای خمپاره و جنگنده را می‌شناسد. این‌ها حاشیهٔ تحلیل نیستند؛ خودِ تحلیل‌اند.

فروپاشی نظم نمادین؛ وقتی آینده از زبان جامعه حذف می‌شود

در جامعه‌شناسی، «فروپاشی نظم نمادین» به وضعیتی گفته می‌شود که در آن قانون، اعتماد و آینده دیگر در زبان جمعی حضور ندارند. مردم نمی‌پرسند «چه خواهد شد؟»؛ فقط می‌پرسند «چطور دوام بیاوریم؟».

سودان امروز دقیقاً در این نقطه ایستاده است

بر اساس برآوردهای سازمان‌های بین‌المللی، بیش از ۸ میلیون نفر در سودان آواره شده‌اند؛ یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوارگی در جهان معاصر. بیش از نیمی از جمعیت به کمک فوری انسانی نیاز دارند. اما عددها فقط نشانه‌اند؛ مسئله اصلی این است که جامعه، افق زمانی خود را از دست داده است.

این جنگ، صرفاً تقابل ارتش و نیروهای واکنش سریع نیست؛ شکست یک پروژهٔ دولت‌سازی است که سال‌ها بر نظامی‌سازی قدرت، حذف حاشیه‌ها و تعلیق مشارکت مدنی بنا شده بود.

از سیاست به اسلحه؛ تعادل ناپایدار خشونت

پس از سقوط عمرالبشیر در ۲۰۱۹، امیدی شکننده شکل گرفت: عبور از حکومت اسلحه به سیاست مدنی. اما آنچه شکل گرفت، نه گذار، بلکه نوعی همزیستی مسلحانه بود. در علم سیاست، این وضعیت را «تعادل ناپایدار خشونت» می‌نامند؛ حالتی که در آن بازیگران مسلح، به‌طور موقت یکدیگر را تحمل می‌کنند، اما همه می‌دانند انفجار اجتناب‌ناپذیر است.

نزاع بر سر ادغام نیروهای شبه‌نظامی در ارتش، مسئله‌ای فنی نبود؛ نزاعی بود بر سر مالکیت آینده. اسلحه، سرمایهٔ سیاسی شده بود. از آوریل ۲۰۲۳، این تعادل فرو ریخت و جنگ به خیابان، خانه، بیمارستان و حافظهٔ جمعی کشیده شد.

جامعه در وضعیت بقا؛ روان‌شناسی جنگ فرسایشی

در روان‌شناسی اجتماعی، خشونت مزمن جوامع را وارد «حالت بقا» می‌کند. در این وضعیت، مغز جمعی به‌جای برنامه‌ریزی، فقط واکنش نشان می‌دهد. اخلاق فرسوده می‌شود، اعتماد می‌میرد و تصمیم‌ها کوتاه‌مدت می‌شوند.

در سودان، این وضعیت را می‌توان در بدن‌ها دید:

کودکانی که دچار سوءتغذیه‌اند، زنانی که بدون مراقبت پزشکی زایمان می‌کنند، سالمندانی که با حافظه‌ای پر از تاریخ، در اردوگاه‌ها پیر می‌شوند. برآوردها نشان می‌دهد ده‌ها هزار کودک از آغاز جنگ با کمبود شدید غذا و خدمات بهداشتی مواجه‌اند. این فقط بحران انسانی نیست؛ بحران رشد روانی یک نسل است.

از منظر انسان‌شناسی، آوارگی فقط جابه‌جایی مکان نیست؛ گسست از شبکه‌های معناست. خانه، در همهٔ فرهنگ‌ها، محل بازسازی روان است. وقتی خانه حذف می‌شود، اضطراب دائمی می‌شود و بدن انسان به میدان سیاست بدل می‌گردد.

حاشیه، اسلحه و هویت‌های معلق

یکی از ریشه‌های عمیق بحران سودان، تولید تاریخی «حاشیه» است. دارفور و غرب سودان، دهه‌ها از قدرت مرکزی طرد شدند. نیروهای شبه‌نظامی از دل همین طردشدگی زاده شدند؛ نه نمایندهٔ کامل مردم، نه جزئی از نخبگان.

این وضعیت «شبه‌حاشیه‌ای» خطرناک است. اسلحه در این فضا فقط ابزار جنگ نیست؛ سازندهٔ هویت است. جوانی که به شبه‌نظامی می‌پیوندد، الزاماً ایدئولوگ نیست؛ اغلب انسانی است که به دنبال دیده‌شدن، امنیت و معناست. اینجا سیاست عقب می‌نشیند و روان، جای خالی آن را پر می‌کند.

سودان و جهان؛ جنگی محلی با پیامدهای منطقه‌ای

اما سودان در خلأ نمی‌سوزد. این جنگ در متن رقابت‌های منطقه‌ای شاخ آفریقا شکل گرفته است: منافع کشورهای همسایه، بازیگران عربی، قدرت‌های فرامنطقه‌ای و بازارهای غیررسمی طلا و سلاح. همین پیوندهای بیرونی، آتش داخلی را ماندگارتر کرده‌اند.

با این حال، هیچ مداخلهٔ خارجی نمی‌تواند جایگزین بازسازی درونی شود؛ بازسازی‌ای که بدون ترمیم روان جمعی، شکست‌خورده است.

پایان؛ سیاست اگر از انسان محافظت نکند، چه می‌ماند؟

مسئول فاجعهٔ سودان فقط فرماندهان نظامی نیستند؛ مسئله، نظمی است که اجازه داد سیاست از جامعه جدا شود و اسلحه جانشین گفت‌وگو گردد.

از منظر فلسفهٔ سیاسی، دولتی که نتواند از آسیب‌پذیرترین لایه‌های جامعه محافظت کند، حتی اگر پیروز میدان باشد، مشروع نیست. کودکانی که امروز در سودان زیر آتش متولد می‌شوند، جامعه‌ای را نمایندگی می‌کنند که هنوز فرصتی برای انتخاب نداشته است.

سودان امروز آینه‌ای برای جهان است؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد فروپاشی سیاست، پیش از ویران‌کردن شهرها، انسان را از درون می‌شکند.

و اگر بازسازی معنایی داشته باشد، باید از همین‌جا آغاز شود: نه از نقشه‌های تازهٔ قدرت، بلکه از ترمیم روان جمعی مردمی که سال‌هاست در وضعیت بقا زندگی می‌کنند. این، جایی است که سیاست دوباره باید انسان را به یاد بیاورد.

نویسنده: سهیلا کثیر

0% ...

سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد

يکشنبه 7 دی 1404
07:27
سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد سودان پیش از آن‌که یک بحران سیاسی باشد، یک تجربهٔ انسانی است؛ تجربهٔ زیستن در جایی که نظم، نه به‌تدریج، بلکه ناگهان از زندگی عقب می‌نشیند. این سرزمین، از نوبیا تا خارطوم، قرن‌ها محل تلاقی قدرت، فرهنگ و بقا بوده است. اما آنچه امروز در سودان جریان دارد، ادامهٔ تاریخ نیست؛ گسست از معناست. جایی که دولت فرو می‌ریزد و انسان، برای زنده‌ماندن، به لایه‌های ابتدایی روان خود پناه می‌برد.

العالم - سودان

در خارطوم، زنی باردار مسیر زایش را نه با تقویم پزشکی، بلکه با شدت گلوله‌ها می‌سنجد. در دارفور، کودکی که هنوز مدرسه نرفته، تفاوت صدای خمپاره و جنگنده را می‌شناسد. این‌ها حاشیهٔ تحلیل نیستند؛ خودِ تحلیل‌اند.

فروپاشی نظم نمادین؛ وقتی آینده از زبان جامعه حذف می‌شود

در جامعه‌شناسی، «فروپاشی نظم نمادین» به وضعیتی گفته می‌شود که در آن قانون، اعتماد و آینده دیگر در زبان جمعی حضور ندارند. مردم نمی‌پرسند «چه خواهد شد؟»؛ فقط می‌پرسند «چطور دوام بیاوریم؟».

سودان امروز دقیقاً در این نقطه ایستاده است

بر اساس برآوردهای سازمان‌های بین‌المللی، بیش از ۸ میلیون نفر در سودان آواره شده‌اند؛ یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوارگی در جهان معاصر. بیش از نیمی از جمعیت به کمک فوری انسانی نیاز دارند. اما عددها فقط نشانه‌اند؛ مسئله اصلی این است که جامعه، افق زمانی خود را از دست داده است.

این جنگ، صرفاً تقابل ارتش و نیروهای واکنش سریع نیست؛ شکست یک پروژهٔ دولت‌سازی است که سال‌ها بر نظامی‌سازی قدرت، حذف حاشیه‌ها و تعلیق مشارکت مدنی بنا شده بود.

از سیاست به اسلحه؛ تعادل ناپایدار خشونت

پس از سقوط عمرالبشیر در ۲۰۱۹، امیدی شکننده شکل گرفت: عبور از حکومت اسلحه به سیاست مدنی. اما آنچه شکل گرفت، نه گذار، بلکه نوعی همزیستی مسلحانه بود. در علم سیاست، این وضعیت را «تعادل ناپایدار خشونت» می‌نامند؛ حالتی که در آن بازیگران مسلح، به‌طور موقت یکدیگر را تحمل می‌کنند، اما همه می‌دانند انفجار اجتناب‌ناپذیر است.

نزاع بر سر ادغام نیروهای شبه‌نظامی در ارتش، مسئله‌ای فنی نبود؛ نزاعی بود بر سر مالکیت آینده. اسلحه، سرمایهٔ سیاسی شده بود. از آوریل ۲۰۲۳، این تعادل فرو ریخت و جنگ به خیابان، خانه، بیمارستان و حافظهٔ جمعی کشیده شد.

جامعه در وضعیت بقا؛ روان‌شناسی جنگ فرسایشی

در روان‌شناسی اجتماعی، خشونت مزمن جوامع را وارد «حالت بقا» می‌کند. در این وضعیت، مغز جمعی به‌جای برنامه‌ریزی، فقط واکنش نشان می‌دهد. اخلاق فرسوده می‌شود، اعتماد می‌میرد و تصمیم‌ها کوتاه‌مدت می‌شوند.

در سودان، این وضعیت را می‌توان در بدن‌ها دید:

کودکانی که دچار سوءتغذیه‌اند، زنانی که بدون مراقبت پزشکی زایمان می‌کنند، سالمندانی که با حافظه‌ای پر از تاریخ، در اردوگاه‌ها پیر می‌شوند. برآوردها نشان می‌دهد ده‌ها هزار کودک از آغاز جنگ با کمبود شدید غذا و خدمات بهداشتی مواجه‌اند. این فقط بحران انسانی نیست؛ بحران رشد روانی یک نسل است.

از منظر انسان‌شناسی، آوارگی فقط جابه‌جایی مکان نیست؛ گسست از شبکه‌های معناست. خانه، در همهٔ فرهنگ‌ها، محل بازسازی روان است. وقتی خانه حذف می‌شود، اضطراب دائمی می‌شود و بدن انسان به میدان سیاست بدل می‌گردد.

حاشیه، اسلحه و هویت‌های معلق

یکی از ریشه‌های عمیق بحران سودان، تولید تاریخی «حاشیه» است. دارفور و غرب سودان، دهه‌ها از قدرت مرکزی طرد شدند. نیروهای شبه‌نظامی از دل همین طردشدگی زاده شدند؛ نه نمایندهٔ کامل مردم، نه جزئی از نخبگان.

این وضعیت «شبه‌حاشیه‌ای» خطرناک است. اسلحه در این فضا فقط ابزار جنگ نیست؛ سازندهٔ هویت است. جوانی که به شبه‌نظامی می‌پیوندد، الزاماً ایدئولوگ نیست؛ اغلب انسانی است که به دنبال دیده‌شدن، امنیت و معناست. اینجا سیاست عقب می‌نشیند و روان، جای خالی آن را پر می‌کند.

سودان و جهان؛ جنگی محلی با پیامدهای منطقه‌ای

اما سودان در خلأ نمی‌سوزد. این جنگ در متن رقابت‌های منطقه‌ای شاخ آفریقا شکل گرفته است: منافع کشورهای همسایه، بازیگران عربی، قدرت‌های فرامنطقه‌ای و بازارهای غیررسمی طلا و سلاح. همین پیوندهای بیرونی، آتش داخلی را ماندگارتر کرده‌اند.

با این حال، هیچ مداخلهٔ خارجی نمی‌تواند جایگزین بازسازی درونی شود؛ بازسازی‌ای که بدون ترمیم روان جمعی، شکست‌خورده است.

پایان؛ سیاست اگر از انسان محافظت نکند، چه می‌ماند؟

مسئول فاجعهٔ سودان فقط فرماندهان نظامی نیستند؛ مسئله، نظمی است که اجازه داد سیاست از جامعه جدا شود و اسلحه جانشین گفت‌وگو گردد.

از منظر فلسفهٔ سیاسی، دولتی که نتواند از آسیب‌پذیرترین لایه‌های جامعه محافظت کند، حتی اگر پیروز میدان باشد، مشروع نیست. کودکانی که امروز در سودان زیر آتش متولد می‌شوند، جامعه‌ای را نمایندگی می‌کنند که هنوز فرصتی برای انتخاب نداشته است.

سودان امروز آینه‌ای برای جهان است؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد فروپاشی سیاست، پیش از ویران‌کردن شهرها، انسان را از درون می‌شکند.

و اگر بازسازی معنایی داشته باشد، باید از همین‌جا آغاز شود: نه از نقشه‌های تازهٔ قدرت، بلکه از ترمیم روان جمعی مردمی که سال‌هاست در وضعیت بقا زندگی می‌کنند. این، جایی است که سیاست دوباره باید انسان را به یاد بیاورد.

نویسنده: سهیلا کثیر

0% ...

سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد

يکشنبه 7 دی 1404
07:27
سودان؛ جامعه‌ای که سیاست در آن فرو ریخت و روان انسان میدان جنگ شد سودان پیش از آن‌که یک بحران سیاسی باشد، یک تجربهٔ انسانی است؛ تجربهٔ زیستن در جایی که نظم، نه به‌تدریج، بلکه ناگهان از زندگی عقب می‌نشیند. این سرزمین، از نوبیا تا خارطوم، قرن‌ها محل تلاقی قدرت، فرهنگ و بقا بوده است. اما آنچه امروز در سودان جریان دارد، ادامهٔ تاریخ نیست؛ گسست از معناست. جایی که دولت فرو می‌ریزد و انسان، برای زنده‌ماندن، به لایه‌های ابتدایی روان خود پناه می‌برد.

العالم - سودان

در خارطوم، زنی باردار مسیر زایش را نه با تقویم پزشکی، بلکه با شدت گلوله‌ها می‌سنجد. در دارفور، کودکی که هنوز مدرسه نرفته، تفاوت صدای خمپاره و جنگنده را می‌شناسد. این‌ها حاشیهٔ تحلیل نیستند؛ خودِ تحلیل‌اند.

فروپاشی نظم نمادین؛ وقتی آینده از زبان جامعه حذف می‌شود

در جامعه‌شناسی، «فروپاشی نظم نمادین» به وضعیتی گفته می‌شود که در آن قانون، اعتماد و آینده دیگر در زبان جمعی حضور ندارند. مردم نمی‌پرسند «چه خواهد شد؟»؛ فقط می‌پرسند «چطور دوام بیاوریم؟».

سودان امروز دقیقاً در این نقطه ایستاده است

بر اساس برآوردهای سازمان‌های بین‌المللی، بیش از ۸ میلیون نفر در سودان آواره شده‌اند؛ یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوارگی در جهان معاصر. بیش از نیمی از جمعیت به کمک فوری انسانی نیاز دارند. اما عددها فقط نشانه‌اند؛ مسئله اصلی این است که جامعه، افق زمانی خود را از دست داده است.

این جنگ، صرفاً تقابل ارتش و نیروهای واکنش سریع نیست؛ شکست یک پروژهٔ دولت‌سازی است که سال‌ها بر نظامی‌سازی قدرت، حذف حاشیه‌ها و تعلیق مشارکت مدنی بنا شده بود.

از سیاست به اسلحه؛ تعادل ناپایدار خشونت

پس از سقوط عمرالبشیر در ۲۰۱۹، امیدی شکننده شکل گرفت: عبور از حکومت اسلحه به سیاست مدنی. اما آنچه شکل گرفت، نه گذار، بلکه نوعی همزیستی مسلحانه بود. در علم سیاست، این وضعیت را «تعادل ناپایدار خشونت» می‌نامند؛ حالتی که در آن بازیگران مسلح، به‌طور موقت یکدیگر را تحمل می‌کنند، اما همه می‌دانند انفجار اجتناب‌ناپذیر است.

نزاع بر سر ادغام نیروهای شبه‌نظامی در ارتش، مسئله‌ای فنی نبود؛ نزاعی بود بر سر مالکیت آینده. اسلحه، سرمایهٔ سیاسی شده بود. از آوریل ۲۰۲۳، این تعادل فرو ریخت و جنگ به خیابان، خانه، بیمارستان و حافظهٔ جمعی کشیده شد.

جامعه در وضعیت بقا؛ روان‌شناسی جنگ فرسایشی

در روان‌شناسی اجتماعی، خشونت مزمن جوامع را وارد «حالت بقا» می‌کند. در این وضعیت، مغز جمعی به‌جای برنامه‌ریزی، فقط واکنش نشان می‌دهد. اخلاق فرسوده می‌شود، اعتماد می‌میرد و تصمیم‌ها کوتاه‌مدت می‌شوند.

در سودان، این وضعیت را می‌توان در بدن‌ها دید:

کودکانی که دچار سوءتغذیه‌اند، زنانی که بدون مراقبت پزشکی زایمان می‌کنند، سالمندانی که با حافظه‌ای پر از تاریخ، در اردوگاه‌ها پیر می‌شوند. برآوردها نشان می‌دهد ده‌ها هزار کودک از آغاز جنگ با کمبود شدید غذا و خدمات بهداشتی مواجه‌اند. این فقط بحران انسانی نیست؛ بحران رشد روانی یک نسل است.

از منظر انسان‌شناسی، آوارگی فقط جابه‌جایی مکان نیست؛ گسست از شبکه‌های معناست. خانه، در همهٔ فرهنگ‌ها، محل بازسازی روان است. وقتی خانه حذف می‌شود، اضطراب دائمی می‌شود و بدن انسان به میدان سیاست بدل می‌گردد.

حاشیه، اسلحه و هویت‌های معلق

یکی از ریشه‌های عمیق بحران سودان، تولید تاریخی «حاشیه» است. دارفور و غرب سودان، دهه‌ها از قدرت مرکزی طرد شدند. نیروهای شبه‌نظامی از دل همین طردشدگی زاده شدند؛ نه نمایندهٔ کامل مردم، نه جزئی از نخبگان.

این وضعیت «شبه‌حاشیه‌ای» خطرناک است. اسلحه در این فضا فقط ابزار جنگ نیست؛ سازندهٔ هویت است. جوانی که به شبه‌نظامی می‌پیوندد، الزاماً ایدئولوگ نیست؛ اغلب انسانی است که به دنبال دیده‌شدن، امنیت و معناست. اینجا سیاست عقب می‌نشیند و روان، جای خالی آن را پر می‌کند.

سودان و جهان؛ جنگی محلی با پیامدهای منطقه‌ای

اما سودان در خلأ نمی‌سوزد. این جنگ در متن رقابت‌های منطقه‌ای شاخ آفریقا شکل گرفته است: منافع کشورهای همسایه، بازیگران عربی، قدرت‌های فرامنطقه‌ای و بازارهای غیررسمی طلا و سلاح. همین پیوندهای بیرونی، آتش داخلی را ماندگارتر کرده‌اند.

با این حال، هیچ مداخلهٔ خارجی نمی‌تواند جایگزین بازسازی درونی شود؛ بازسازی‌ای که بدون ترمیم روان جمعی، شکست‌خورده است.

پایان؛ سیاست اگر از انسان محافظت نکند، چه می‌ماند؟

مسئول فاجعهٔ سودان فقط فرماندهان نظامی نیستند؛ مسئله، نظمی است که اجازه داد سیاست از جامعه جدا شود و اسلحه جانشین گفت‌وگو گردد.

از منظر فلسفهٔ سیاسی، دولتی که نتواند از آسیب‌پذیرترین لایه‌های جامعه محافظت کند، حتی اگر پیروز میدان باشد، مشروع نیست. کودکانی که امروز در سودان زیر آتش متولد می‌شوند، جامعه‌ای را نمایندگی می‌کنند که هنوز فرصتی برای انتخاب نداشته است.

سودان امروز آینه‌ای برای جهان است؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد فروپاشی سیاست، پیش از ویران‌کردن شهرها، انسان را از درون می‌شکند.

و اگر بازسازی معنایی داشته باشد، باید از همین‌جا آغاز شود: نه از نقشه‌های تازهٔ قدرت، بلکه از ترمیم روان جمعی مردمی که سال‌هاست در وضعیت بقا زندگی می‌کنند. این، جایی است که سیاست دوباره باید انسان را به یاد بیاورد.

نویسنده: سهیلا کثیر

0% ...

آخرین اخبار

گفت‌وگوی تلفنی عراقچی و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا


سفیر ایران: اقدامات غیرقانونی مستمر آمریکا و اسرائیل تهدید جدی برای صلح و امنیت جهان است


۶ حمله پهپادی به سلیمانیه در۲۴ ساعت اخیر


آژانس بین‌المللی انرژی: تحولات خاورمیانه پیامدهای گسترده‌ای برای بازارهای جهانی انرژی دارد


شمار شهدای حملات اسرائیل به لبنان به ۴ هزار و ۳۳۳ نفر رسید


عراقچی در تماس با وزیرخارجه اوکراین: باید خسارات به‌ منافع ما جبران شود


ایران خواستار نقش فعال‌تر سازمان ملل در بازسازی و ارزیابی خسارات جنگ شد


تنش آفرینی گسترده رژیم صهیونیستی در کرانه باختری


بررسی حوادث تنگه هرمز بر مبنای ظاهر رویداد‌ها نباشد


طنین پیام دختربچه فلسطینی در قلب مادرید