العالم ـ ایران
«خالد حجازی» نویسنده و روزنامهنگار مصری در مقاله ای که در پایگاه خبری شبکه العالم منتشر شد، معتقد است: در عصر رسانههای تصویری، گاه «نبودن یک تصویر» از انتشار صدها تصویر اثرگذارتر است. او معتقد است آمریکا تلاش داشت دوربینهای خبری را به ابزاری برای نمایش موفقیت سیاسی خود در مذاکرات ژنو تبدیل کند، اما ایران با خودداری از حضور در قاب یک تصویر مشترک، این فرصت را از واشنگتن گرفت و روایت مستقلی از این رویداد ساخت.
در این تحلیل آمده است که از نگاه ایران، ثبت تصویر مشترک با مقام ارشد آمریکایی میتوانست این پیام را به افکار عمومی منتقل کند که روابط دو کشور وارد مرحلهای تازه شده یا تهران به نوعی رویکرد واشنگتن را به رسمیت شناخته است؛ برداشتی که با مواضع رسمی جمهوری اسلامی همخوانی نداشت.
نویسنده تأکید میکند هیأت ایرانی از همان ابتدا به برگزارکنندگان اعلام کرده بود در هیچ مراسم تصویربرداری یا برنامه رسانهای مشترک با طرف آمریکایی شرکت نخواهد کرد و تنها پس از پایان مراسم تصویربرداری، وارد محل مذاکرات شد.
وی این تصمیم را صرفاً یک اقدام تشریفاتی یا پروتکلی نمیداند، بلکه آن را موضعی سیاسی و اخلاقی توصیف میکند. به نوشته او، هیأت ایرانی معتقد بود دست دادن یا قرار گرفتن مقابل دوربین در کنار یک مقام ارشد آمریکایی، با توجه به جنایاتی که دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در جریان تجاوز به خاک ایران مرتکب شد، از جمله هدف قرار دادن شهروندان بیدفاع که بخش قابل توجهی از آنان را زنان و کودکان تشکیل میدادند، بهویژه شهادت مظلومانه دانشآموزان مدرسه شجره طیبه در میناب، همچنین شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان و شخصیتهای علمی ایران، هرگونه تعامل یا رویکرد سازشکارانه با این مقامات، با مبانی اخلاقی و سیاسی جمهوری اسلامی سازگار نیست.
این نویسنده مصری بر این باور است که ایران با وجود پذیرش اصل مذاکره، تلاش کرد میان «گفتوگو» و «مشروعیتبخشی نمادین» مرز روشنی ترسیم کند؛ از این رو مذاکره را پذیرفت، اما از مشارکت در نمادهای رسانهای که میتوانست بهعنوان نشانهای از عادیسازی روابط تعبیر شود، خودداری کرد.
در ادامه مقاله آمده است که واشنگتن ازساخت این تصویر مشترک، اهداف متعددی را دنبال میکرد؛ از جمله ارائه تصویری از موفقیت دیپلماسی آمریکا به افکار عمومی داخلی، نمایش توانایی دولت در گشودن کانال گفتوگو با یکی از مهمترین رقبای خود و تبدیل همان تصویر به یک دستاورد پیروزمندانه رسانهای، حتی پیش از آنکه مذاکرات به نتیجه عملی برسد.
به اعتقاد نویسنده، امتناع ایران از ثبت این تصویر، این برنامه رسانهای را با چالش مواجه کرد و موجب شد بخش مهمی از پوشش رسانهای، به جای دستاوردهای احتمالی مذاکرات، بر غیبت همان تصویر و دلایل آن متمرکز شود.
این مقاله همچنین بازتاب این موضوع در رسانههای غربی را متفاوت ارزیابی میکند. به نوشته نویسنده، برخی رسانهها این اتفاق را صرفاً یک اختلاف تشریفاتی دانستند، اما گروهی دیگر آن را نشانهای از ناکامی واشنگتن در دستیابی به تصویر نمادینی از قدرت ارزیابی کردند که میتوانست بهعنوان نشانهای از پیشرفت روابط دو کشور مورد استفاده قرار گیرد.
در مقابل، رسانههای ایرانی این اقدام را نمادی از حفظ عزت، استقلال و پایبندی به مواضع سیاسی جمهوری اسلامی توصیف کردند و نبود این قاب تصویر را به تنهایی به یک پیام رسانهای تبدیل کردند؛ پیامی که به باور آنان نشان میدهد مذاکره، الزاماً به معنای پذیرش روایت طرف مقابل یا عدول از اصول سیاسی نیست.
نویسنده در جمعبندی مقاله تأکید میکند که در جهان امروز، نبرد اصلی تنها بر سر آنچه پشت میز مذاکره میگذرد نیست، بلکه بر سر روایتی است که رسانهها از آن میسازند. از این منظر، تصویر خبری صرفاً ثبتکننده واقعیت نیست، بلکه میتواند خود به ابزاری برای ساختن واقعیت سیاسی تبدیل شود. از همین رو، گاهی تصویری که هرگز ثبت نمیشود، بیش از هر تصویر دیگری در شکلدهی افکار عمومی اثر میگذارد و به بخشی از نبرد روایتها میان بازیگران سیاسی تبدیل میشود.