العالم - یادداشت
رسیدن به پاسخ صحیحی برای این سئوال مستلزم نگاهی عمیق و صحیح به بحران کنونی و بررسی داستان از ابتداست نه از اواسط آن.
امروزه برخی با استناد به تفسیری ناقص و نادرست از کنوانسیون حقوق دریاها مصوب سال ۱۹۸۲ (که اساساً ایران عضو آن نیست)، خواستار آن هستند که ایران تنگهٔ هرمز را باز نگه دارد.
برخی نیز حملات ایران به پایگاه های نظامی آمریکا در برخی کشورهای منطقه را محکوم می کنند که در حقیقت حمله به اهداف نظامی آمریکایی در منطقه بوده است نه علیه کشورهای منطقه.
واقعیت این است که ماجرای کنونی از پنج ماه پیش آغاز شد؛ زمانی که آمریکا و رژیم صهیونیستی، در بحبوحهٔ مذاکرات سیاسی میان ایران و آمریکا، حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام دادند. در آن زمان، تنگهٔ هرمز برای همه باز بود و ایران نیز هیچ حملهای به پایگاهها یا اهداف آمریکایی در منطقه انجام نداده بود.
آمریکا با مشارکت رژیم صهیونیستی، در حالی که مذاکرات در جریان بود و به سوی حل اختلافات پیش میرفت، دست به تجاوزی نظامی، آشکار، گسترده و غافلگیرانه علیه ایران زد.
در مرحلهٔ نخست این تجاوز غافلگیرانه، رهبر جمهوری اسلامی ایران، دهها مقام و فرمانده ارشد نظامی، از جمله وزیر دفاع، فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا، فرمانده نیروی هوافضا، و نیز دهها غیرنظامی، از جمله ۱۶۸ دانشآموز بیگناه یک مدرسهٔ ابتدایی در شهر میناب، در حملات موشکی وحشیانه به شهادت رسیدند.
در موج های بعدی حملات موشکی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس شورای روابط خارجی، شماری از دانشمندان هستهای و بسیاری از مسئولان سیاسی و امنیتی به شهادت رسیدند. همچنین بسیاری از مراکز غیرنظامی، از جمله دانشگاهها، مدارس، مراکز پژوهشی، از جمله مؤسسهٔ پاستور (مرکز تولید واکسن) و حتی برخی بیمارستانها، هدف حملات وحشیانه قرار گرفته و ویران شدند.
بسیاری از این حملات وحشیانه، از پایگاههای نظامی آمریکا در تعدادی از کشورهای عربی منطقه انجام شد.
جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ نبود، بلکه همانند مراحل پیشین، مسیر دیپلماسی را برای حل اختلافات در پیش گرفته بود.
اقدام ایران در برابر تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اتخاذ یک راهبرد دفاعی نامتقارن، چندلایه و چندمرحلهای بود که هدف آن ایجاد بازدارندگی، وادار کردن متجاوز به عقبنشینی و ناکام گذاشتن اهداف او بود.
اهداف دشمن شامل «تغییر نظام جمهوری اسلامی»، «تخریب زیرساختهای نظامی و غیرنظامی»، «نابودی تأسیسات هستهای»، «از بین بردن تمدن ایرانی» و «بازگرداندن ایران به عصر حجر» بوده است؛ اهدافی که برگرفته از اظهارات صریح و مکرر رئیسجمهور آمریکا و شماری دیگر از مقامات آمریکایی است.
تنگهٔ هرمز که در آبهای سرزمینی ایران و سلطنت عمان قرار دارد، پیش از حملات نظامی علیه ایران و نیز پیش از آنکه آمریکا از این گذرگاه برای حملهٔ نظامی به ایران استفاده کند، برای همه باز بود و هیچ محدودیتی برای کشتیرانی یا تجارت دریایی وجود نداشت.
جمهوری اسلامی ایران به کشورهای عربی حمله نکرد، بلکه در چارچوب اقدامی دفاعی و بازدارنده، مراکز نظامی و منافع آمریکا را در برخی کشورهای همجوار و مناطق اطراف هدف قرار داد.
با وجود آنکه جمهوری اسلامی ایران قربانی جنگی تجاوزکارانه شد و خسارتهای انسانی، مادی و معنوی فراوانی متحمل گردید، به درخواست کشورهای دوست پاسخ مثبت داد و بار دیگر دیپلماسی را برگزید و به جای تشدید درگیری و ادامهٔ جنگ، مذاکره با طرف متجاوز را با میانجیگری پاکستان ترجیح داد.
ایران همزمان از همهٔ کشورهای منطقه و جهان خواست از مسیر دیپلماسی حمایت کنند.
این در حالی است که آمریکا به توافق چارچوبی یا آنچه «بیانیهٔ اسلامآباد» نامیده میشود پایبند نماند و تاکنون نیز رسماً از هیچیک از اهداف اعلامشدهٔ پیشین خود علیه ایران عقبنشینی نکرده است.
تهدیدها همچنان ادامه دارد و تلاش برای نابودی زیرساختهای موشکی، نظامی، هستهای صلحآمیز و حتی تأسیسات غیرنظامی ایران، مانند پلها، پالایشگاهها و نیروگاهها همچنان در جریان هستند. همچنین تهدید به ترور رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان تکرار میشود.
جمهوری اسلامی ایران هیچگاه عامل گسترش جنگ در سطوح بین الملل نبوده است. بلکه این جنگ در واقع از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و با استفاده از پایگاههای نظامی و موشکی آمریکا در خشکی و دریا و در کشورهای منطقه علیه ایران تحمیل شد.
ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از برخی کشورهای منطقه بابت همکاری و مشارکت در حملات علیه ایران قدردانی کرده و وزیر جنگ این کشور نیز رسماً از پنج کشور منطقه نام برده که در اجرای این حملات با آمریکا همکاری داشتهاند.
دبیرکل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز رسماً اعلام کرده است که آمریکا برای اجرای صدها پرواز نظامی در جریان حمله به ایران، از فرودگاههای اروپایی استفاده کرده است.
بنابراین، جمهوری اسلامی ایران آغازگر منطقهای شدن جنگ نبود، بلکه خود را در برابر جنگی منطقهای یافت و چارهای جز دفاع از خود در برابر این جنگ چندجانبه نداشت.
حالا می رسیم به پاسخ پرسشی که در ابتدای مقاله مطرح شده است: جمهوری اسلامی ایران، آرامش را بر تشدید تنش و دیپلماسی را بر جنگ ترجیح میدهد؛ مشروط بر آنکه امنیت ایران تضمین شود، جنگی دیگر علیه آن تکرار نشود، از تنگهٔ هرمز و خلیج فارس برای تهدید امنیت ملی ایران استفاده نشود و کشورهای منطقه دوباره به پایگاههای نظامی آمریکا برای حمله به ایران تبدیل نشوند.
همچنین آمریکا باید تهدیدهای خود علیه ایران را متوقف کند، حقوق ایران، از جمله حقوق قانونی آن در تنگهٔ هرمز، حق برخورداری از توان دفاعی موشکی و فعالیتهای هستهای صلحآمیز را به رسمیت بشناسد و از مداخلاتی که امنیت ملی ایران را تحت تأثیر قرار میدهد، دست بردارد.
تمدن ایرانی بر پایهٔ فرهنگ صلح و احترام متقابل با جامعهٔ بشری استوار است، اما هرگز در برابر زورگویان و متجاوزان تسلیم نشده و نخواهد شد.
برای بازگشت آرامش به منطقه و جلوگیری از تبدیل بحران کنونی به بحرانی جهانی، همه باید مسئولیت خود را بپذیرند و طرفی را که حقوق بینالملل را نقض کرده و جنگی غیرقانونی را آغاز کرده است، به سوی دیپلماسی، احترام به حقوق بینالملل و رعایت حقوق و حاکمیت ملی ایران سوق دهند.
نویسنده: ناصر کنعانی، سفیر ایران در الجزایر