العالم - یادداشت
»نوال عباسی« کارشناس و تحلیلگر مسائل خاورمیانه و عضو دبیرخانه انجمن »سیف القدس« در تونس در مطلب تحلیلی خود برای شبکه خبری العالم نوشت: در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از طریق حساب کاربری خود در شبکه های اجتماعی از آنچه «تواقفی بزرگ» خواند، خبر داد. او اعلام کرد که روسیه بلافاصله 300 هزار تن گازوئیل به ایالات متحده عرضه خواهد کرد و پس از آن نیز محمولههای دیگری ارسال خواهد کرد که مجموع آن را به بیش از یک میلیون تن خواهد رسید و این امر در ازای لغو فوری تحریمهای گازوئیل روسیه با مجوز وزارت خزانهداری که تا آوریل ۲۰۲۷ معتبر خواهد بود، صورت خواهد گرفت. توجیه این بود که ایران از ماه فوریه تنگه هرمز را بسته و باعث شده که قیمت نفت خام برنت از ۱۲۰ دلار فراتر رود و قیمت گازوئیل در آمریکا به ۶.۵۲ دلار در هر گالن افزایش یابد، رکوردی که چند هفته قبل از انتخابات میاندورهای به کشاورزان، رانندگان کامیون و شرکتهای حمل و نقل به عنوان ستون فقرات پایگاه انتخاباتی ترامپ، آسیب رسانده است.
اما حقیقت این است که این یک باج به تمام معنای آمریکا به روسیه بود. یعنی یک امپراتوری دست گدایی به سوی دشمنی دراز کرده است که چهار سال آن را تحریم کرده است. این امپراتوری از روسیه گدایی میکند تا سوخت لازم را برای به راه انداختن چرخ اقتصاد خود به دست آورد.
در معامله بین ترامپ و روسیه، اتحادیه اروپا نه فقط شاهد ماجرا بلکه قربانی خاموش بود. اتحادیه اروپا پس از چهار سال پیروی کورکورانه از مواضع ناتو و آمریکا، قطع کردن وابستگی خود به انرژی روسیه، میزبانی از پناهندگان و تأمین مالی اوکراین با دهها میلیارد یورو، خود را با یک چرخش ناگهانی از سوی آمریکا مواجه دید و این کشور درباره آن با هیچ یک از اعضای این اتحادیه مشورت نکرد.
با وجود قطع ارتباط اتحادیه اروپا با روسیه و تحمل هزینه های آن، حالا روشن شد خود واشنگتن وقتی منافعش ایجاب کند، به تجارت با مسکو بازمیگردد، بنابراین دولتهای اروپایی اکنون در موقعیت شرمآوری در برابر مردم خود قرار دارند و ملزم به توضیح هستند که چرا منافع شهروندان خود را در جنگی که مستقیماً به آنها مربوط نمیشود، قربانی کردند و سپس توسط بزرگترین متحد خود ناامید شدند.
اما تصویر واقعی حکایت از نقش تعیین کننده تنگههای دریایی دارد. غیرقابل انکار است که آنچه محور مقاومت با بستن تنگه ها انجام داد، شکنندگی امپراتوری را در ضعیفترین نقطهاش یعنی انرژی آشکار کرد. بستن تنگه هرمز توسط ایران نه فقط یک پیروزی نظامی بود بلکه آسیبپذیری استراتژیک آمریکا را برملا کرد.
از طریق ابزارهای نامتقارن، از مینهای دریایی و قایقهای تندرو گرفته تا موشکها، یک گذرگاه باریک با عرضی بیش از دهها کیلومتر به آینهای تبدیل شد که ناتوانی بزرگترین قدرت دریایی تاریخ را در محافظت از شریان تجارت جهانی نشان میدهد.
همزمان، نیروهای مسلح یمن در دریای سرخ، کانال صادرات نفت عربستان از طریق باب المندب را تحت فشار قرار دادند و بدین ترتیب حلقه انسداد هر دو گذرگاه دریایی با هم تکمیل شد.
امروز در تنگه هرمز و باب المندب معادله متفاوتی در حال شکلگیری است، نه تنها به این دلیل که محور مقاومت با قدرت خود آن را تحمیل کرد، بلکه به این دلیل که این معادله، ناتوانی کسانی را که خود را فراتر از هرگونه حساب و کتابی میدانستند، برملا کرد.
نفت سیاه است، سیاست خاکستری است، و تاریخ همیشه طرف اصول را نگرفته است، اما در لحظات نادر، طرف کسانی را میگیرد که میدانند چگونه مقاومت کنند. نه به این دلیل که مقاومت قویتر است، بلکه به این دلیل که استقامت بیشتر، عزم واقعیتر و ظرفیت بیشتری برای تحمل درد نسبت به امپراتوری دارد که دیگر حتی نمیتواند از پس هزینههای گازوئیل خود برآید. و اینجا در تنگه ها، مقاومت ثابت میکند که قدرت نه تنها در زرادخانهها، بلکه در ارادهای تسخیرناپذیر و فداکاری نهفته است.