العالم - فلسطین اشغالی
وقایع پس از 7 اکتبر 2023 و جنگ غزه، پیش از آنکه صرفاً یک تحول میدانی باشد، جبهه جدیدی در جنگ روایتها گشود که عمیقترین اثرات آن در صنعت نشر، ویترین کتابفروشیها، تیراژ آثار مکتوب و قلم نویسندگان جهان ثبت شد.
پیش از طوفانالاقصی، کتابهای حوزه فلسطین در بازارهای اروپایی و آمریکایی، عناوینی کمشمار و محصور به قفسههای حاشیهای یا محیطهای محدود آکادمیک بودند، اما از اواخر پاییز 2023، منحنی تقاضا تغییر ماهیت داد،
کتابهای مرجع حوزه تاریخ و استعمار فلسطین ناگهان به فهرست پرفروشترینهای آمازون، نیویورکتایمز و اشپیگل راه یافتند.
در این میان، نقش شاعران فراتر از یک بازتابدهنده ساده بود؛ شاعران فلسطینی بهعنوان دیدهبانان بیدار وجدان جمعی بشریت، به خط مقدم شکستن حصار سانسور غرب و بازنویسی تاریخ از منظر مقاومت تبدیل شدند. در حالی که رسانههای جریان اصلی تلاش میکردند واقعیت فاجعه را در آمار خشک و تحلیلهای خنثی گم کنند، شعر فلسطین با زبانی برخاسته از دل خاکستر، آوار، پایداری و امید، عمیقترین لایههای رنج و اراده یک ملت را به قلب جوامع غربی تزریق کرد، شعر به ابزاری برنده برای مقابله با فراموشی، بازپسگیری روایت و احیای انسانیت در عصر ماشینهای کشتار تبدیل شد؛ جریانی که اکنون با انتشار آثار چهرههایی چون دالیا طه، مرزهای ادبیات مقاومت را به افقهای تازه و اثرگذار جهانی پیوند میزند.
«به درون جهان» عنوان مجموعه شعری از دالیا طه، شاعر و نمایشنامهنویس ساکن رامالله است که از سوی انتشارات گریولف منتشر شده و قرار است فردا در آمریکا رونمایی شود.
دالیا طه در این مجموعه، راوی صدای فلسطین است که سکوت نهفته در دل تاریخ را پی میگیرد و بر زیبایی ماندگار جهان پافشاری میکند. اشعار او گواهیدهنده مستقیم بر اشغال و نسلکشی در فلسطین هستند؛ شعرهایی که در اصل بهزبان عربی سروده شدهاند و در فضایی آکنده از فقدان، اندوه و ویرانی جریان دارند.
دالیا طه که از رامالله مینویسد، نزدیکی خود به نسلکشی در غزه را به تصویر میکشد؛ جایی که فقدانها وصفناپذیرند و ویرانی تقریباً کامل است. در مجموعه شعر طه، شعر همچون پاسخی به خشونتهای جنگ، ابزاری برای مواجهه با آن و پرورشی برای تابآوری پدیدار میشود. سطرهای طه نهتنها گواه جنایات در فلسطین هستند، بلکه با زبانی شاعرانه به مفاهیمی چون زیبایی، عدالت و انسانیت نیز میپردازند.
در ترجمه سارا الکامل که ترجمهای پیراسته و از نظر عاطفی بیواسطه است، عنوان هر شعر با واژه Enter آغاز میشود؛ دعوتی برای پر کردن صحنهای خالی و شکلگیری یک چشمانداز. جهان شاعر در برابر دیدگان جان میگیرد: درختان زیتون، تپهها و دیوارهای مزین به نوشته در سلولهای زندان. این تصاویر کنار هم، بیانیهای صمیمانه و اسطورهای از مقاومت از طریق هنر را شکل میدهند؛ روایتی از زیبایی که در دل وحشت یافت میشود. جهانی به تصویر کشیده و بر صفحات کتاب جاودانه میشود، درست در همان حالی که در واقعیت رو به نابودی است.

این اثر بازتابی عمیق از نزدیکی شاعر به فاجعه غزه و زیست در سایه اشغالگری است، دالیا طه دراینباره گفته است: «این مجموعه را برای آن نوشتم که دیوانه نشوم، و برای اینکه بتوانیم به هر آنچه هنوز بهطور کامل توسط این جنگ آلوده نشده است، چنگ بزنیم.»
پیش از انتشار نسخه کامل کتاب، بخشهایی از ترجمه انگلیسی این اشعار در نشریاتی مانند The Common، LA Review of Books و مجله Poetry منتشر شده بود و این کتاب جزو آثار ادبی پیشبینیشده و موردانتظار فصل پاییز 2026 قرار داشت.
نسخه عربی کتاب با عنوان والآن، تعال أیها العالم بهقلم دالیا طه، در سال 2025 از سوی منشورات المتوسط منتشر شده است.
بسیاری از منتقدان بر این نکته تأکید کردهاند که ساختار این مجموعه بر مبنای یک تکنیک منسجم بنا شده است؛ منتقدان این شیوه را نه صرفاً یک ترفند زبانی، بلکه شکلدهی به یک صحنه میدانند که در آن شاعر، عناصر مختلف (مثل سکوت، کتابها، درختان، ترس، اشیاء و حتی مفاهیم انتزاعی) را احضار میکند تا بهعنوان شاهد یا همصحبت وارد فضای شعر شوند.
دالیا طه در این اثر مستقیماً سراغ واقعیت تلخ زیست تحت اشغال و جنگ میرود، اما از شعارزدگی پرهیز میکند. شعر او تبدیل به فعلی برای نجات از جنون در برابر فاجعه و محاصره شده است. طه در شعرهای خود تجربه روزمره انسان فلسطینی، تأمل درباره ماهیت خود شعر و نوشتن، و پرسشهای عمیق وجودی درباره هستی و مرگ را مطرح میکند.

بهخلاف برخی شعرهای مقاومت که با شور و هیجان حماسی شناخته میشوند، منتقدان عرب لحن دالیا طه را آرام، تأملی، زمزمهگونه اما عمیقاً نافذ توصیف کردهاند؛ لحنی که با خونسردی تراژیک، فاجعه را روایت میکند و مخاطب را به تفکر وامیدارد.
یکی از شعرهای دالیا طه در ادامه میآید:
کتابی که در دست داشتی
اکنون روی میز کنار تختت افتاده است؛ در دل آن
خطوطی که کشیدی
زیر جملاتی که سردرگم بیش از یک بار خواندی
پیش از آنکه کتاب را زمین بگذاری
و بیهدف میان اتاقها قدم بزنی
یک هفته تمام گذاشتی تا در آن غرق شوی
آن را با خود به هر کجا که میرفتی بردی
تنها در تختخواب خواندیاش
و روی مبل دراز کشیدی، در حالی که صدای اعضای خانواده
از اتاق دیگر به گوش میرسید
هر بار که سرت را بلند میکردی
خود را
رو در روی جهان مییافتی
و نگاهی به آسمان بیرون پنجره میانداختی
سرانجام آماده گفتگو با تپهها
هر کتاب زبانی به تو میبخشد
که برای برقراری پیوند
با چیزی که حتی نمیدانستی وجود دارد، به آن نیازی
منافذ یک درخت، بینی یک روباه
اندوهی بر چهرهای، رنج یک ملت
ببین هنگام خواندن چقدر زیبا بهنظر میرسی
ببین چقدر آرام بهنظر میرسی
وقتی اجازه میدهی قارهای تمامعیار در وجودت ریشه دواند
وقتی کتاب را روی میز کنار تخت میگذاری
انگار که چیزی متعلق به جهان را
به خود جهان بازمیگردانی
و آنگاه که برمیخیزی، مسحور تپهها
گویی آن کتاب نیز
چیزی متعلق به جهان را
به خود جهان بازگردانده است.