العالم - یادداشت
«أحمد موسى حومانی» کارشناس و تحلیلگر مسائل رژیم صهیونیستی در مطلب تحلیلی خود برای شبکه خبری العالم نوشت: در پی انتخابات اخیر کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی، تل آویو با گزینههای متعددی روبرو است که لزوماً هم «دشوار» نیستند و مسیر پیش رو آنگونه که برخی القا میکنند، مسدود نیست زیرا اساسا مناقشه و درگیری کنونی بر سر قدرت در این رژیم نبردی میان دو رویکرد متضاد یعنی طرفدار و مخالف صلح نیست.
امروزه، تمامی سران احزاب رژیم با ایده صلح و تشکیل دولت فلسطینی مخالف هستند. همگی آنها در برخورد با فلسطینیان و همچنین در برخورد با کشورهای همسایه سرزمین اشغالی فلسطین - یا حتی کشورهای دورتر از آن- رویکردی «نتانیاهووار» را در پیش گرفتهاند. دکترین نظامی آنها همچنان ثابت مانده است؛ از این رو، میتوان گفت که درگیری و مناقشه کنونی بین احزاب در رژیم صهیونیستی بیش از آنکه میان برنامهها و دیدگاههای رقیب باشد، میان افراد جریان دارد؛ هرچند ممکن است این افراد برای مدیریت اوضاع، روشهای متفاوتی را به کار گیرند.
با توجه به جنایاتی که نتانیاهو در غزه، لبنان، سوریه، ایران، یمن و عراق مرتکب شده است، بسیاری امیدوارند که او دیگر به مقام نخستوزیری بازنگردد؛ با این حال، بیایید چند نکته را دقیقتر بررسی کنیم:
نخست: نتانیاهو در نبرد خود علیه «محور مقاومت»، هرآنچه در توان داشته به کار گرفته است؛ از این رو، تداوم حضور او در رأس کابینه، در دوره پیشِ رو هیچ مزیت مضاعفی برای این کابینه به همراه نخواهد داشت.
دوم: رویکرد نتانیاهو در مدیریت درگیری های سیاسی، نظامی و امنیتی، کاملاً آشکار و شناختهشده است و در نتیجه، اکنون برای رهبران «محور مقاومت» بهطور کامل عیان شده است.
سوم: اگر نتانیاهو در قدرت باقی بماند، مشکلات داخلی او همچنان رو به افزایش خواهد بود؛ امری که توانایی تصمیمگیریاش را تضعیف کرده و او را دائماً در برابر حملات و درخواست برای بازخواست و پاسخگو کردن، آسیبپذیر میسازد.
چهارم: چهره و تصویر رژیم صهیونیستی با بقای نتانیاهو همچنان با جنایت و کشتار عجین خواهد بود.
پنجم: بسیاری از رهبران جهان برای حفظ اعتبار خود در نزد ملتهایشان، از همکاری با نتانیاهو پرهیز خواهند کرد و در نتیجه، هم او و هم وزرای افراطی او در انزوا باقی خواهند ماند.
ششم: تحریمهای رژیم اسرائیل در سطح علمی و دانشگاهی تشدید و حمایت از دانشگاههای این رژیم و همچنین از پژوهشها و مطالعات مرتبط با آنها متوقف خواهد شد. با توجه به اینکه رژیم اسرائیل برای دستیابی به برتری نظامی، امنیتی و فناورانه خود به این حوزهها وابسته است، این مسئله از اهمیتی حیاتی برای آن برخوردار است.
هفتم: نتانیاهو همچنان رهبری باقی خواهد ماند که تحت تعقیب دیوان کیفری بینالمللی است.
هشتم: نتانیاهو شخصاً هدایت رژیم اسرائیل را بر عهده دارد و این بدان معنا که تصمیمات اوست که اجرایی میشوند و تا زمانی که او در رأس کار است، نه جایی برای رقبا باقی میماند و نه مجالی برای تکثر در تصمیمات یا موضعگیری ها.
نهم: با توجه به تمام جنگهایی که نتانیاهو به راه انداخته، او دیگر نیازی به اثبات خود ندارد.
اما در صورتی که فرد دیگری - هر کسی که باشد، چه گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، یائیر لاپید یا دیگران- به قدرت برسد، تلاش خواهد کرد تا:
نخست: وجهه رژیم اسرائیل در سطح جهانی را بهبود بخشیده و چهره آن را بهعنوان رژیم جنایتکار و قاتل پاک کند.
دوم: روابط با بسیاری از دانشگاهها و مراکز علمی در سراسر جهان را احیا کند.
سوم: ارتباط مجدد با رهبران جهان، بر این پایه که اکنون رویکردی تازه بر رژیم اسرائیل حاکم است، برقرار کند.
چهارم: با روی کار آمدن فرد دیگری، تصمیمگیری در درون رژیم اسرائیل به دلیل وجود ائتلافهای گوناگون با جهتگیریهای متفاوت، غیرمتمرکز خواهد شد. این پویایی به رهبری رژیم اسرائیل امکان خواهد داد که همزمان نقش «شرور» و نقش «خوب» را بازی کند.
پنجم: (با روی کار آمدن فرد دیگری)،«محور مقاومت» در برابر وضعیت مبهمی قرار خواهد داشت و برایش درک مسیر تحولات در درون رژیم اسرائیل، شناسایی کانونهای تصمیمگیری و تعیین نحوه برخورد با آنها، نیازمند صرف زمان قابلتوجهی خواهد بود.
ششم: تمامی رهبرانی که برای تشکیل یک کابینه جدید با یکدیگر ائتلاف کرده اند، در زمینه اثبات قابلیت رهبری و حکمرانی خود در بوته آزمایش خواهند بود و رقابتِ برخاسته از این شرایط، احتمالاً به رادیکالتر شدنِ هرچه بیشترِ فضا منجر خواهد شد.
بهطور خلاصه، «محور مقاومت» در برابر یک رویکرد «بد» و یک رویکرد «خوب» یا «کمتر بد» قرار ندارد بلکه در برابر یک رویکرد «بد» و یک رویکرد بهمراتب بدتر مواجه است؛ رویکردی که شاید در ظاهر با ادبیاتی آراسته و سنجیده بیان شود، اما در عمل به اقداماتی افراطیتر خواهد انجامید. از این رو، شاید حتی به نفع «محور مقاومت» باشد که فردی همچون نتانیاهو در رأس رژیم اسرائیل قرار داشته باشد زیرا هم برای دشمنان و هم برای متحدانش چهرهای کاملاً شناختهشده است و مواضعش نیز صریح و بیابهام بیان میشوند؛ واقعیتی که تعیینِ نحوه تعامل با او را برای دیگران آسانتر میسازد.
آرزو میکردیم که رژیم غاصب صهیونیستی به همراه تمام احزاب سیاسی و سرانش هرچه زودتر از صحنه روزگار محو شوند اما شاید بتوان در وضعیت موجود، این ضربالمثل قدیمی همچنان صادق می کند که «شیطانی که می شناسی بهتر از شیطانی است که نمی شناسی و باید بشناسی»