العالم - ایران - سیاسی
«نضال البراعی» کارشناس و تحلیلگر عرب در مطلبی تحلیلی برای شبکه خبری العالم به بررسی موقعیت جهانی راهبردی تنگه هرمز و بحث های مبالغه آمیز مطرح شده درباره ایجاد مسیرهای جایگزین برای آن از جمله پروژه «جاده توسعه» پرداخت و میزان نقش آفرینی چنین مسیرهایی را با توجه به حجم تجارت دریایی عظیم از تنگه هرمز بسیار کم دانست.
در تحلیل البراعی آمده است: گفتههای علی الزیدی نخست وزیر عراق در آنکارا در خصوص آغاز پروژه «جاده توسعه» همراه با صحبتهای او در مورد احتمال تأمین یک میلیون بشکه نفت در روز برای ترکیه، بحث گستردهای را در مورد آینده کریدورهای انرژی در خاورمیانه زنده کرده است. برخی از تحلیلها به سرعت تا آنجا پیش رفتند که این پروژه را آغاز کاهش اهمیت تنگه هرمز دانستند، زیرا یک مسیر زمینی جدید به اروپا باز میکند. اما آیا یک مسیر زمینی، هر چقدر هم که مهم باشد، میتواند جایگزین مهمترین کریدور انرژی دریایی در جهان شود؟
اولین اشتباه در این برداشت این است که با تنگه هرمز طوری برخورد میشود که انگار فقط به عراق خدمت میکند، درحالی که در واقع، این تنگه خروجی دریایی اصلی برای صادرات از عربستان سعودی، کویت، قطر، امارات متحده عربی، بحرین، عمان، ایران و عراق است و روزانه مقادیر عظیمی نفت و گاز از آن عبور میکند. حدود 20 درصد از مصرف جهانی نفت از این تنکه گذر می کند و درصد زیادی از تجارت گاز طبیعی مایع از رهگذر این تنگه تامین می شود.
بنابراین، هر پروژهای که صرفاً مربوط به عراق باشد، نمیتواند معادلهای را که بر امنیت انرژی جهانی حاکم است، تغییر دهد. مهمتر از آن، جاده توسعه، یک پروژه زمینی است، در حالی که اقتصاد جهانی اساساً مبتنی بر حمل و نقل دریایی است. کشتیهای غولپیکر و ابرنفتکشها برای حمل میلیونها بشکه و هزاران کانتینر در یک سفر با هزینهای به مراتب کمتر از هر وسیله حمل و نقل زمینی طراحی شدهاند.
شاید قانعکنندهترین گواه این مدعا این باشد که امروزه هیچ شبکه راهآهن یا بزرگراهی در جهان وجود ندارد که بتواند جایگزین مسیرهای دریایی در تجارت جهانی انرژی شود.
با این حال، اهمیت این پروژه را نمیتوان دست کم گرفت؛ این پروژه بسیار سودمند خواهد بود و ترکیه یکی از بزرگترین ذینفعان آن خواهد بود، زیرا موقعیت خود را به عنوان یک مرکز انرژی و تجارت منطقهای تقویت میکند، در حالی که عراق یک خروجی اضافی برای صادرات نفت خود به دست میآورد و گزینههای خود را متنوع میکند. اما تفاوت قابل توجهی بین تقویت موقعیت ترکیه و جایگزینی تنگه هرمز وجود دارد.
مورد اول (تقویت موقعیت ترکیه)، هدفی دستیافتنی است، در حالی که مورد دوم (جایگزینی تنگه هرمز) با واقعیتهای جغرافیایی و مقیاس تجارت جهانی در تضاد است.
با نگاهی به دهههای گذشته، بسیاری از کشورها تلاش کردهاند تا جایگزینهایی برای مسیرهای دریایی، چه از طریق خطوط لوله و چه از طریق مسیرهای زمینی، ایجاد کنند.
با این حال، تنگههای دریایی اصلی مانند هرمز، باب المندب و کانال سوئز همچنان شریانهای اصلی اقتصاد جهانی هستند، زیرا دریا همچنان کمهزینهترین و کشتی توانمندترین وسیله برای حمل مقادیر عظیم کالا است.
بنابراین، صحبت از کاهش موقعیت هرمز به دلیل پروژه جاده توسعه، بیشتر به بزرگنمایی رسانهای نزدیک است تا یک تحلیل اقتصادی.
به نظر من، پروژه جاده توسعه ممکن است در تغییر بخشی از نقشه تجارت موفق شود و دستاوردهای استراتژیک مهمی را برای ترکیه و عراق به ارمغان بیاورد، اما یک واقعیت را که جغرافیا و اقتصاد برای دههها تحمیل کرده است، تغییر نخواهد داد. این واقعیت این است که تنگه هرمز فقط یک مسیر تجاری نیست بلکه یک شریان حیاتی است که حدود یک پنجم تجارت نفت جهان از آن عبور میکند و هیچ مسیر زمینی، هر چقدر هم مهم باشد، نمیتواند جایگزین دریا در انتقال این مقادیر عظیم انرژی شود.
آدرس سایت فارسی : fa.alalam.net
آدرس سایت فارسی: fa.alalam.ir