العالم - آمریکا
دکتر عبدالهادی ضیغمی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در ادامه یادداشت تحلیلی خود که برای شبکه العالم به رشته تحریر درآورده، نوشته است:
با وجود آنکه ترامپ وانمود میکند به دیپلماسی روی آورده و به ایران فرصت بیشتری داده است تا به ادعای او دوباره به میز مذاکرات بازگردد، اما نشانهها حاکی از آن است که شرایط برخلاف خواسته ترامپ و متحدانش پیش میرود و تبدیل شدن ایران به قدرتی منطقهای که بر تنگه هرمز و کشتیرانی ورودی و خروجی خلیج فارس تسلط دارد، گسترش دامنه تخریب پایگاههای آمریکا فراتر از منطقه خلیج فارس، و افزایش مخالفت افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، ترامپ را تنها در برابر اتخاذ یکی از سه گزینه زیر قرار داده است:
گزینه نخست: روی آوردن به تشدید نظامی
پس از آنکه ایران طرح عمان برای بازگشایی تنگه هرمز حتی برای مدت کوتاه را رد کرد، ترامپ بار دیگر تهدیدهای تکراری خود را مطرح کرد و هشدار داد که زیرساختها و مراکز حیاتی ایران (مانند تأسیسات نفت و گاز، نیروگاهها، پلها و...) را هدف قرار خواهد داد و در نهایت ممکن است به عملیات زمینی همزمان با هلیبرن هوایی برای اشغال جزیره خارک و تسلط بر نوار ساحلی تنگه هرمز متوسل شود.
اما او فراموش کرده است که ایران ثابت کرده است مقاومت و استقامت نیروهایش در جنگ زمینی با هیچیک از نیروهای موجود در صحنه قابل مقایسه نیست. چنین اقدامی هزینههایی به دنبال خواهد داشت که ممکن است به فروپاشی نیروهای متجاوز بیش از آنچه تصور میکند منجر شود؛ موضوعی که باعث شد اطرافیان ترامپ او را از اجرای این ایده منصرف کنند و به تهدیدهای لفظی و ادامه جنگ از راه دور بسنده کند.
گزینه دوم: کنار گذاشتن تشدید تنش و روی آوردن به راهحل دیپلماتیک
اما این گزینه با رفتار و روحیات متکبرانه ترامپ همخوانی ندارد؛ بهویژه اینکه اگر او راهحل دیپلماتیک را بپذیرد، بدون شک قوانین و راهکارهای منطقهای و بینالمللی، به رسمیت شناختن کنترل ایران ـ هرچند نسبی ـ بر تنگه هرمز را تضمین میکند؛ مطابق آنچه در "تفاهم نامه اسلامآباد" که خود او آن را امضا کرده، آمده است.
این مسئله به معنای تسلیم شدن او در برابر خواستههای طرف مقابل (ایران) خواهد بود و اعتبار او را در برابر افکار عمومی آمریکا، شرکای واشنگتن در منطقه غرب آسیا و دیگر طرفهای جهانی تضعیف خواهد کرد.
همچنین این امر راه را برای حضور گستردهتر رقبای آمریکا مانند چین و روسیه در اقیانوس هند بهطور کلی و در منطقه دریای عمان، خلیج فارس و دریای سرخ بهطور ویژه باز خواهد کرد.
گزینه سوم: حفظ وضعیت "نه جنگ و نه صلح"
پس از دو گزینه یادشده، ترامپ همچنان در وضعیت "نه جنگ و نه صلح" گرفتار خواهد ماند؛ وضعیتی که در آن ممکن است هر از گاهی حملاتی علیه تأسیسات حیاتی ایران انجام دهد و خسارتهایی وارد کند.
اما ایران ثابت کرده است که هر بار ترامپ تجاوز خود را علیه ایران از سر میگیرد، تهران راهبردی شدیدتر و فرسایشیتر را علیه نیروهای متجاوز به کار میگیرد.
نویسنده این تحلیل در ادامه آورده است..
پس از آخرین دور تجاوز صهیونیستی ـ آمریکایی در بامداد پنجشنبه (۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶) علیه مناطق جنوبی ایران، نیروهای مسلح ایران نوع دیگری از توانمندیهای نظامی ناشناخته خود را با استفاده از پهپاد تهاجمی "ایران حدید ۱۱۰" به نمایش گذاشتند؛ پهپادی که با حمله به جنگندههای اف-۳۵ آمریکایی مستقر در آشیانه پایگاه الأزرق در اردن، سه فروند از آنها را منهدم کرد و در پی حمله همزمان موشکهای بالستیک به این آشیانه، سه فروند دیگر از جنگندههای اف-۳۵ نیز بهشدت آسیب دیدند.
این گزینه نیز برای ترامپ و اطرافیانش پیامدهای منفی به همراه دارد؛ موضوعی که موجب ایجاد اختلاف در داخل دولت آمریکا شده است.
در همین چارچوب، "مایکل فرومان"، عضو شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، معتقد است ترامپ باید واقعیت موجود را بپذیرد و برای پایان دادن به خسارتهای آمریکا که شامل بیش از ۲۰ کشته و بیش از ۴۵۰ زخمی است ـ علاوه بر نابودی تجهیزات و پایگاههای آمریکا در منطقه ـ اقدام کند.
وی همچنین به افزایش مخالفت افکار عمومی داخلی با ترامپ به بیش از ۶۸ درصد اشاره کرده است؛ آماری که به گفته فرومان در روز چهارشنبه (۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶) در روزنامه "دیلی تلگراف" منتشر شده است.
اما جریان دیگر که به جریان تندرو معروف است و تأثیر بیشتری بر تصمیمهای ترامپ دارد، نمایندهاش "مارکو روبیو"، وزیر خارجه آمریکاست.
این جریان معتقد است ادامه فشارهای نظامی، سیاسی و اقتصادی علیه ایران، تهران را وادار خواهد کرد که تسلیم شده و دوباره به میز مذاکرات بازگردد.
با این حال، نشانههای میدانی، استقامت مردم ایران که بیش از ۱۵۰ روز است همچنان در صحنه حضور دارند، و استفاده نیروهای مسلح ایران از تجهیزات جدیدی که پیش از این در میدان دیده نشده بود، همگی این دیدگاه را رد میکنند.
دکتر ضیغمی در پایان یادداشت روز خود؛ چنین جمعبندی کرده است..
نتیجه همه این تحولات آن است که تحلیلگران سیاسی و نظامی بر این باورند که این بنبست حاکم بر صحنه، تنها با یک گام دیپلماتیک قدرتمند یا حملات نظامی دردناک که طرف مقابل را وادار به عقبنشینی و پذیرش "یادداشت تفاهم اسلامآباد" میان تهران و واشنگتن کند، قابل پایان یافتن است.
در این تونل تاریکی که ترامپ در آن گرفتار شده، نشانه روشنی دیده نمیشود؛ بهویژه آنکه ایران بیش از دو ماه است کنترل تنگه هرمز و کشتیرانی دریایی در این گذرگاه مهم را در اختیار دارد؛ گذرگاهی که بر یکچهارم انرژی جهان تأثیرگذار است.
روزهای آینده واقعیت تلخ را آشکار خواهد کرد.