العالم - ایران
وی در یادداشت تحلیلی خود چنین اظهار داشته است..
"در جنگهای مدرن، ارتشها معمولا حملات خود را با هدف قرار دادن "زیرساختهای حیاتی"؛ همچون پلها، نیروگاههای برق، فرودگاهها، کارخانهها و مراکز فرماندهی و کنترل آغاز میکنند.. این رویکرد بر این فرض استوار است که اگر شریانهای حیاتی یک کشور از کار بیفتد، توان ادامه حیات و مقاومت آن نیز از میان خواهد رفت و در نهایت به فروپاشی یا تسلیم خواهد انجامید.
اما به اعتقاد نویسنده، این منطق غیر منطقی بهتنهایی قادر به تحقق هدف حمله؛ درمورد همه کشورها نیست و تجربه برخی ملتها نشان داده است که حتی پس از سالها محاصره، جنگ و ویرانی نیز توانستهاند دوباره برخیزند.
از نگاه وی، دلیل این امر وجود بُعدی است که نه ماهوارهها قادر به مشاهده آن هستند و نه دستگاههای اطلاعاتی میتوانند آن را اندازهگیری کنند؛ بُعدی که از آن با عنوان "زیرساخت وجودی جامعه" یاد میشود و مجموعهای از باورها، ارزشها و بنیانهای فکری که پیش از ابزارهای قدرت، اراده بقا را در یک ملت شکل میدهد.
رسول حسین ابوالسبح در ادامه مینویسد:
راز انسجام جمهوری اسلامی ایران تنها در زرادخانه نظامی یا توان صنعتی آن خلاصه نمیشود، بلکه ایمان دینی که بخش جداییناپذیر از فلسفه شکلگیری نظام و هویت سیاسی و اجتماعی آن است، مهمترین عامل این پایداری به شمار میرود... هنگامی که اندیشهای که امام خمینی(ره) بنیان نهاد، به بخشی از آگاهی جمعی جامعه تبدیل میشود، دیگر صرفا یک باور شخصی نیست، بلکه به عاملی برای انسجام ملی، موتور محرک صبر و مقاومت و چارچوبی برای معنا بخشیدن به رویدادها فراتر از محاسبات صرف مادی تبدیل میشود.
به باور نویسنده، از همین رو ممکن است پلها بمباران شوند، کارخانهها ویران شوند و پایگاههای نظامی هدف حمله قرار گیرند، اما آنچه توان بازسازی و برخاستن دوباره را به جامعه میبخشد، خارج از برد موشکها باقی میماند... ساختمانها را میتوان دوباره ساخت و نهادها را بازسازی کرد، اما منظومه فکری که اراده جمعی را تولید میکند، به همان شیوه قابل هدف قرار دادن نیست.
وی برای تبیین این موضوع، ایران را به درختی کهنسال تشبیه میکند که ممکن است شاخههایش بریده شود، برگهایش فرو بریزد و حتی در آستانه نابودی به نظر برسد، اما تا زمانی که ریشههایش در اعماق زمین استوار باشد، چرخه حیات آن متوقف نخواهد شد. رشد ممکن است کند شود، اما هرگز از میان نمیرود.
نویسنده معتقد است این همان ویژگی منظومه اعتقادیای است که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) پایههای آن را بنا نهاد..در مقابل، ممکن است درختی سرسبزتر به نظر برسد، اما اگر ریشههای استواری نداشته باشد، نخستین طوفان آن را از جا خواهد کند.
"ابوالسبح" تأکید میکند که اعتقاد و باور، بهتنهایی برای ساختن یک کشور یا دستیابی به پیروزی کافی نیست بلکه قدرت اقتصادی، پیشرفت علمی، کارآمدی مدیریتی و توان نظامی، نیز همگی از ارکان اساسی یک دولت مدرن هستند؛ اما تجربه تاریخی نشان داده است که این مؤلفهها بدون وجود اراده جمعی برای دفاع از آنها، بخش قابل توجهی از کارآمدی خود را از دست میدهند. در مقابل، از بین رفتن بخشی از این ظرفیتها هم اگر بنیانهای فکری و هویتی آن همچنان استوار باقی مانده باشد؛ الزاما به معنای پایان یک کشور نیست.
در ادامه این یادداشت آمده است که تحلیل درگیریها صرفا بر اساس آمار و ارقام نظامی، به برداشتهایی ناقص منجر خواهد شد؛ زیرا همه نبردها با تخریب زیرساختهای مادی پایان نمییابند چراکه برخی کشورها از زیرساختی عمیقتر از بتن و فولاد برخوردارند؛ زیرساختی که بر ایمان، هویت و نمادهای فرهنگی و اعتقادی استوار است و به آسانی با بمباران یا محاصره از میان نمیرود.
رسول حسین ابوالسبح در پایان تأکید میکند که هرگونه تلاش برای درک چرایی پایداری ایران، یا هر کشوری که مشروعیت خود را بر پایه یک منظومه اعتقادی مستحکم بنا کرده است، بدون تمایز میان دو نوع زیرساخت ــ زیرساخت مادی و زیرساخت وجودی ــ ناقص خواهد بود.
به باور او، زیرساخت مادی ممکن است هدف حمله قرار گیرد و دوباره بازسازی شود، اما زیرساخت وجودی، همان نیرویی است که اراده، استمرار و توان بازتولید قدرت را در جامعه حفظ میکند؛ از این رو، حتی اگر پیکره یک کشور آسیب ببیند، تا زمانی که ریشههای فکری و هویتی آن پابرجاست، روح آن همچنان توان بازسازی و ادامه مسیر را خواهد داشت.