العالم - اخبار اختصاصی
در آستانه انتخابات کنست رژیم صهیونیستی، عملیات الخلیل، تداوم نگرانیهای امنیتی، رقابت نزدیک بنیامین نتانیاهو و مخالفانش و احتمال برگزاری انتخابات مجدد، فضای سیاسی سرزمینهای اشغالی را تحت تأثیر قرار داده است.
از سوی دیگر؛ حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو، افزایش چشمگیر بودجه نظامی به بهای کاهش اعتبارات خدمات عمومی و تلاش تلآویو برای علنیکردن روابط با عربستان سعودی، به محورهای مهم بحثهای انتخاباتی تبدیل شدهاند و دکتر علی مطر، پژوهشگر روابط بینالملل از لبنان، در گفتوگو با برنامه شبکه العالم با نام "العین الإسرائيلية" یا به تعبیری دیگر" دیدگاه اسرائیلی"، این تحولات را بررسی کرده است.
عملیات الخلیل؛ ضربهای تازه به ادعاهای امنیتی نتانیاهو
با اشاره به تسلط فضای انتخابات کنست بر رسانههای عبری، نظرسنجیها و پیشبینیهای مربوط به توزیع کرسیها در حالی همچنان ادامه دارد که احتمال برگزاری مجدد انتخابات نیز مطرح است، زیرا ممکن است هیچیک از طرفها نتوانند اکثریت لازم برای تشکیل کابینه را به دست آورند.
در نخستین محور این گفتوگو دکتر علی مطر، درباره ی عملیات اخیر در الخلیل و ابعاد آن و تأثیر احتمالیاش بر روند انتخابات چنین پاسخ داده است...
"این عملیات یکی از مهمترین عملیاتهای انجامشده در دوره اخیر به شمار میرود و گزارشها از کشته شدن دو نفر و زخمیشدن سه نفر دیگر حکایت دارند و دو عامل عملیات توانستهاند به عمق محدوده امنیتی رژیم صهیونیستی نفوذ و از موانع امنیتی و برج نظامی عبور کنند و عملیاتی را انجام دهند که درگیری ناشی از آن حدود ۲۰ دقیقه ادامه داشته است... این اتفاق نشان میدهد که امنیت رژیم صهیونیستی، با وجود تمام اقداماتی که انجام میدهد، همچنان شکننده است و این رژیم چه در کرانه باختری، چه در غزه و چه در مناطق دیگر جنگ به راه بیندازد، باز هم با شوکهای امنیتی پی در پی؛ از جمله حمله با چاقو و آنچه "گرگهای تنها" یا "شیرهای تنها" مواجه خواهد شد که همگی بر ثبات و امنیت رژیم صهیونیستی تأثیرگذار هستند".
مطر با اشاره به ناکامیهای اطلاعاتی و امنیتی این رژیم اظهار داشت: هنگامی که افرادی میتوانند به این شکل وارد مناطق امنیتی شوند و سلاح گرم حمل کنند، درحالیکه موضوع صرفا یک چاقو یا وسیلهای مشابه نیست، این مسئله نشاندهنده شکست اطلاعاتی و ضعف در جمعآوری اطلاعات است.
وی افزود که احتمال دارد سلاح پیش از عملیات به داخل منتقل شده باشد و این موضوع، در کنار ناتوانی در واکنش سریع به حادثه، ضعف دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی را آشکار میکند.
عملیات الخلیل چه تأثیری بر شانس انتخاباتی نتانیاهو دارد؟
در این بخش میهمان برنامه در پاسخ به این سوال که "این عملیات در چنین مقطع حساسی چه تأثیری بر رقابتهای انتخاباتی خواهد گذاشت و آیا فشار ناشی از آن به سود نتانیاهو تمام میشود یا علیه او عمل خواهد کرد" تأکید کرد که این حادثه فشار زیادی بر بنیامین نتانیاهو وارد میکند و پیامدهای آن میتواند در جبهههای مختلف، بهویژه جبهه داخلی، آشکار شود؛ جبههای که همواره یکی از حساسترین مسائل برای رژیم صهیونیستی بوده است.
بااینحال، او خاطرنشان کرد که نتانیاهو تا این مرحله تلاش کرده است تا حد امکان از پیامدهای منفی تحولات مختلف فاصله بگیرد و از زیر بار مسئولیت آنها خارج شود. به اعتقاد وی، این توانایی لزوماً به معنای تغییر روندها نیست و تأثیر عملیات الخلیل بر انتخابات، با وجود آشکاربودن، ممکن است محدود باقی بماند.
این پژوهشگر با اشاره به وعدههای نتانیاهو درباره تأمین امنیت شهرکنشینان در کرانه باختری اشغالی گفت این عملیات میتواند ادعاها و وعدههای او را زیر سؤال ببرد.
مطر افزود: نتانیاهو در همه جبههها به اسرائیلیها وعده امنیت و آرامش داده، اما نتوانسته است این وعده را در هیچیک از جبههها محقق کند. این مسئله نشاندهنده شکست او در حفاظت از امنیت شهرکنشینان است.
آخرین نظرسنجیها؛ رقابت نزدیک و نبود اکثریت روشن
در ادامه برنامه، مجری به نظرسنجیهای انتخاباتی رسانههای عبری اشاره کرد که تنها چند روز پیش از انتخابات منتشر شدهاند.
بر اساس نظرسنجی پخششده از شبکه سیزدهم تلویزیون رژیم صهیونیستی، حزب وابسته به گادی آیزنکوت با ۲۰ کرسی در جایگاه نخست قرار دارد؛ رقمی که نسبت به هفته قبل تغییری نکرده است. حزب لیکود به رهبری نتانیاهو نیز با ۱۸ کرسی در سطح قبلی خود باقی مانده است.
بر اساس همین نظرسنجی، حزب نفتالی بنت از ۱۲ به ۱۴ کرسی افزایش یافته است. دموکراتها و فهرست مشترک هرکدام ۹ کرسی به دست آوردهاند و حزب اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن با یک کرسی کاهش، به ۸ کرسی رسیده است.
همچنین حزب صهیونیسم دینی به ۷ کرسی افزایش یافته است. در این نظرسنجی، قدرت یهود، یهودیت متحد توراتی و شاس نیز هرکدام ۷ کرسی کسب کردهاند. فهرست عربی "رعام" به رهبری منصور عباس نیز با ۶ کرسی از حدنصاب ورود به کنست عبور میکند.
در بخش دیگری از گزارش نظرسنجی، به چند حزب کوچکتر نیز اشاره شد که هرکدام چهار کرسی به دست آوردهاند؛ بااینحال، نام برخی از این احزاب در متن پیادهشده برنامه بهدرستی قابل تشخیص نیست.
گزارش همچنین توضیح داد که نظرسنجی پیش از کنارهگیری بنی گانتس انجام شده است؛ فردی که در آن نظرسنجی نتوانسته بود از حدنصاب عبور کند. به همین دلیل، نتیجه مربوط به حزب او دیگر در شرایط پس از کنارهگیری قابل استفاده نیست.
آرایش بلوکهای سیاسی؛ هیچکدام به ۶۱ کرسی نمیرسند
بر اساس نتایج اعلامشده در برنامه، بلوک مخالفان نتانیاهو به رهبری آیزنکوت ۵۱ کرسی و بلوک ائتلاف حاکم به رهبری نتانیاهو ۵۰ کرسی در اختیار دارند. احزاب عربی ۱۵ کرسی و دو حزب کوچک دیگر در مجموع چهار کرسی به دست آوردهاند.
در برآوردی گستردهتر از میزان حمایت از نتانیاهو و مخالفانش نیز تعداد کرسیهای مخالفان او ۷۰ و تعداد کرسیهای حامیانش ۵۰ اعلام شد.
مجری از دکتر علی مطر پرسید که آیا نظرسنجیهای منتشرشده در رسانههای عبری سیاسی و جهتدار هستند یا به واقعیت نزدیکاند.
مطر در پاسخ گفت که در سرزمینهای اشغالی نظرسنجیهای سیاسیشده وجود دارد، اما مسئله اصلی این است که هر طرف برای تشکیل دولت به ائتلافی متشکل از دستکم ۶۱ نماینده نیاز دارد؛ درحالیکه هیچیک از دو طرف در حال حاضر چنین اکثریتی ندارد.
وی افزود که حتی برتری احتمالی مخالفان نتانیاهو نیز قطعی نیست و در میان احزاب مخالف اختلافهایی وجود دارد.
به گفته او، نتانیاهو سیاستمداری باتجربه است که میتواند روابط گستردهای برقرار کند، افراد و جریانهای دیگر را به خود نزدیک سازد و آنها را برای حمایت از خود متقاعد کند.
این پژوهشگر احتمال داد که نتانیاهو، اگر نتواند ائتلاف لازم را تشکیل دهد، تلاش کند مانع تشکیل ائتلاف از سوی مخالفانش نیز شود؛ سناریویی که میتواند به تعویق انتخابات یا برگزاری مجدد آن منجر شود.
حمایت ترامپ از نتانیاهو؛ امتیاز انتخاباتی یا عاملی علیه او؟
و اما سوال در مورد حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو که آیا این حمایت توانسته است جایگاه نخستوزیر رژیم صهیونیستی را در برابر رقبایش، بهویژه گادی آیزنکوت، تقویت کند یا نه؟ را پزوهشگر لبنانی حاضر در برنامه چنین پاسخ داده است ..
باید همزمان به واکنش مخالفان نتانیاهو نیز توجه کرد.. حمایت ترامپ لزوما به معنای پیروزی نتانیاهو نیست، درست است که شاید این حمایت بر نتیجه انتخابات تأثیر بگذارد، اما نمیتوان از هماکنون نتیجه گرفت که نتانیاهو حتما شکست میخورد یا برعکس، حتما پیروز میشود...با توجه به نزدیکی آرای دو طرف؛ هنوز نمیتوان با اطمینان درباره برنده انتخابات اظهارنظر کرد، اما یک نشانه روشن وجود دارد:
1- محبوبیت نتانیاهو بهشدت کاهش یافته
2- تاثیر گشودهشدن جبهه های متعدد جنگ بر وضعیت او
به اعتقاد علی مطر، آغاز جنگی تازه نیز میتواند فشار بیشتری بر جایگاه سیاسی او وارد کند.
آیا انتخابات دوباره برگزار میشود؟
در ادامه، برنامه گزارشی از یکی از تحلیلگران رسانههای عبری پخش شده که در آن احتمال برگزاری انتخابات مجدد، سناریویی جدی توصیف شده است.
بر اساس این گزارش، محاسبات نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که نه نتانیاهو و نه بلوک تغییر، حتی با احتساب حمایت احتمالی حزب "رعام" در موقعیت مناسبی برای تشکیل حکومت قرار ندارند.
در این گزارش، احتمال برگزاری انتخابات در ژوئن ۲۰۲۷ مطرح شده است.
بااینحال، تحلیلگر میهمان تأکید کرده است که سیاست را نمیتوان صرفا با محاسبات ریاضی توضیح داد و عوامل انسانی و تصمیمهای سیاسی نیز نقش تعیینکنندهای دارند.
در این گزارش چند سناریو برای جلوگیری از بنبست مطرح شد:
تشکیل حکومت اقلیت با حمایت احزاب عربی: آیزنکوت تنها نامزدی معرفی شد که آشکارا از این گزینه سخن گفته است؛ هرچند شرکای او علنا با آن مخالفت کردهاند.
جذب نمایندگان ناراضی از اردوگاه رقیب: اگر یکی از نامزدها به ۶۱ کرسی نزدیک شود، ممکن است تلاش کند نمایندگانی از جناح مقابل را به خود جذب کند.
تشکیل حکومت ائتلافی: اگر نامزدها به این نتیجه برسند که گزینه دیگری وجود ندارد، ممکن است کابینه مشترکی تشکیل شود؛ در این صورت، رقابت اصلی بر سر نخستوزیری میان نتانیاهو و آیزنکوت خواهد بود.
پیروزی غیرمنتظره یکی از نامزدها: احتمال دیگری که مطرح شده این است که نتیجه نهایی، برخلاف نظرسنجیها، به سود یکی از نامزدها تمام شود و او بتواند اکثریت لازم برای تشکیل ائتلاف را به دست آورد.
تحلیلگر این گزارش در پایان گفت که یک هفته تا روشنشدن نتایج اولیه باقی مانده و پس از آن نیز ممکن است دستکم یک ماه طول بکشد تا مشخص شود سیاستمداران چگونه از آرای بهدستآمده برای تشکیل کابینه استفاده خواهند کرد.
احتمال تقسیم دوره نخستوزیری میان نتانیاهو و آیزنکوت
مجری برنامه در ادامه از دکتر علی مطر پرسیده است که آیا در صورت ناتوانی طرفها از تشکیل کابینه، احتمال تکرار انتخابات وجود دارد؛ همانطور که در دورههای گذشته نیز چنین وضعیتی تجربه شده است.
مطر پاسخ داده است: این اتفاق در دورههای پیش از به قدرت رسیدن نتانیاهو و همچنین در دوره نفتالی بنت سابقه داشته است.
او افزود که یکی از گزینههایی که در گزارش رسانه عبری به آن اشاره نشده، توافق برای تقسیم دوره نخستوزیری میان دو طرف است؛ به این معنا که یک طرف بخشی از دوره و طرف دیگر بخش باقیمانده را در اختیار داشته باشد.
به گفته او، ممکن است در صورت پیشتازی آیزنکوت، توافقی شکل بگیرد که نتانیاهو ابتدا نخستوزیر باشد و سپس آیزنکوت جای او را بگیرد.
مطر این احتمال را قابل توجه دانست، هرچند تأکید کرد که نتانیاهو به دلیل گرایشهای راستگرایانه خود، معمولا به جریان راست نزدیکتر است و چنین توافقی به عوامل سیاسی متعددی بستگی دارد.
وی افزود که نتانیاهو در سال ۱۹۹۶ نیز با تکیه بر ائتلاف با جریان راست توانست در رقابت با شیمون پرز به قدرت برسد؛ او از نظر سیاسی و ایدئولوژیک به اردوگاه راست تعلق دارد و بهسادگی از آن فاصله نمیگیرد.
مطر در عین حال احتمال توافق بر سر تقسیم دوره نخستوزیری را منتفی ندانست و گفت ممکن است این توافق به آخرین دوره نخستوزیری نتانیاهو تبدیل شود. او همچنین احتمال برگزاری انتخابات مجدد را جدی ارزیابی کرد.
این پژوهشگر با اشاره به موضع آیزنکوت گفت که او تاکنون با ایده تقسیم دوره نخستوزیری با نتانیاهو مخالفت کرده است؛ اما ممکن است در نهایت تحت فشار شرایط سیاسی به چنین گزینهای تن دهد.
مطر هشدار داد که حتی در صورت برگزاری انتخابات مجدد، آیزنکوت نمیتواند از هماکنون پیروزی خود در انتخابات بعدی را تضمینشده بداند؛ زیرا ممکن است شرایط به سود نتانیاهو تغییر کند.
او در پاسخ به این پرسش که آیا تشکیل کابینه مشترک میان راستگرایان و مخالفان نتانیاهو کاملاً منتفی است، گفت در سیاست داخلی هیچ احتمالی را نمیتوان بهطور مطلق رد کرد، اما فاصله فکری میان اردوگاه راست و مخالفان نتانیاهو بسیار زیاد است و همین مسئله دستیابی به توافق را دشوار میکند.
آیا کابینه موقت میتواند تصمیم به جنگ با ایران بگیرد؟
مطر پاسخ داده است: برای تصمیمگیری درباره جنگ، لزوما نیازی به تشکیل دولت جدید نیست؛ زیرا کابینه موقت رژیم صهیونیستی اختیارات گستردهای دارد و میتواند تصمیمهای مهمی اتخاذ کند و نتانیاهو همچنان میتواند از اختیارات موجود برای اتخاذ تصمیم درباره آغاز جنگ استفاده نماید بنابراین، احتمال وقوع تحولات نظامی بهخودیخود به معنای قطعیشدن تشکیل کابینه مشترک نیست.
مطر: نتانیاهو از تهدید ایران برای جلب رأی استفاده میکند
به گفته ی میهمان برنامه؛ نتانیاهو در شرایط کنونی با محدودیت گزینههای سیاسی مواجه است و برای پیروزی در انتخابات تلاش زیادی میکند و روایتی را در مرکز تبلیغات انتخاباتی خود قرار داده که در آن ایران، پیش از حزبالله و حماس، بهعنوان تهدید اصلی معرفی میشود... نتانیاهو تلاش میکند با طرح ادعاهایی درباره برنامه هستهای ایران و احتمال دستیابی این کشور به سلاح هستهای، نگرانی اسرائیلیها را افزایش دهد و خود را تنها فردی معرفی کند که قادر به نجات آنهاست.
مطر همچنین گفت نتانیاهو در سطح بینالمللی با مشکلات متعددی روبهروست و روابط او با برخی کشورهای اروپایی، از جمله بریتانیا و اسپانیا، با تنش همراه شده است... نتانیاهو در چنین شرایطی بیش از گذشته به حمایت آمریکا نیاز دارد و تلاش میکند این پیام را منتقل کند که اسرائیل بدون پشتیبانی واشنگتن نمیتواند با تهدیدهای مورد ادعای خود مقابله کند.
وی یادآور شد که نتانیاهو پیشتر تلاش کرده بود این تصویر را ارائه دهد که "اسرائیل" به آمریکا وابستگی ندارد و حتی میتواند بهصورت مستقل تواناییهای نظامی خود را توسعه دهد؛ اما اکنون از حمایت ترامپ برای تقویت موقعیت انتخاباتی خود بهره میبرد.
مطر در ادامه گفت ترامپ نیز میخواهد نتانیاهو را در چارچوب اهداف و سیاستهای خود به کار گیرد و حمایت از او را به ابزاری برای پیشبرد سیاستهای واشنگتن تبدیل کند.
آیا اسرائیلیها در این رقابت، آیزنکوت را بر نتانیاهو ترجیح میدهند؟
مطر گفت آیزنکوت یک چهره نظامی است، اما نتانیاهو در عرصه سیاست تجربه بیشتری دارد و میتواند روابط سیاسی را به شکلی پیچیده و حسابشده مدیریت کند. به گفته او، نتانیاهو بهویژه در تعامل با آمریکاییها تلاش میکند چنین تصویری ارائه دهد که این اوست که ترامپ را تحت تأثیر قرار میدهد، نه برعکس.
این پژوهشگر افزود که در مقابل، ترامپ نیز میخواهد نتانیاهو را به ابزاری برای پیشبرد اهداف خود تبدیل کند؛ بهگونهای که هرگاه تصمیم به اقدام نظامی علیه ایران داشته باشد، بتواند از طریق نتانیاهو آن را دنبال کند و هرگاه نخواهد چنین اقدامی صورت گیرد، مانع آن شود.
مطر در پایان این بخش تأکید کرد که جامعه اسرائیل از تداوم جنگها خسته شده و این رژیم طی سه سال گذشته درگیر جنگ بوده است؛ وضعیتی که خسارتهای گستردهای را به همراه داشته و پیامدهای آن فقط به طرفهای مقابل محدود نمیشود، بلکه جامعه اسرائیل نیز از آن متأثر شده است.
افزایش بودجه نظامی به بهای کاهش خدمات عمومی
در بخش دیگری از برنامه، انتقادهای رسانههای عبری از افزایش بودجه وزارت جنگ رژیم صهیونیستی و کاهش اعتبارات سایر وزارتخانهها بررسی شد.
در گزارش پخششده از رسانه عبری آمده بود که هفته گذشته یک میلیارد شِکِل( واحد پول رژیم صهیونیستی) از اعتبارات مربوط به قرارداد بالگردهای آپاچی کاسته شده است؛ این در حالی است که کمیته مالی کنست در ماه گذشته افزایش ۱۵ میلیارد شِکِلی بودجه وزارت دفاع را تصویب کرده بود.
بر اساس این گزارش، بودجه دفاعی که در ابتدای سال با رقم ۱۱۲ میلیارد شِکِل مورد توافق دولت قرار گرفته بود، به ۱۶۱ میلیارد شِکِل افزایش یافته است. این افزایش از محل کاهش اعتبارات سایر وزارتخانههای دولت و منابع مالیاتی تأمین میشود.
در این گزارش همچنین آمده بود که رژیم صهیونیستی در شاخص هزینههای دولتی برای خدمات عمومی به شهروندان، در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، در جایگاه چهارم از انتها قرار دارد.
رسانه عبری با انتقاد از نحوه توزیع منابع مالی تأکید کرد که کاهش سراسری بودجه شامل اعتبارات ائتلافی به ارزش پنج میلیارد شِکِل نشده است؛ منابعی که به گفته این گزارش، میتوانست افزایش کنونی بودجه دفاعی را تأمین کند.
در ادامه گزارش آمده بود که حتی در نظر کارشناسی وزارت دارایی درباره تصمیم دولت برای کاهش بودجه نیز گزینههای جایگزینی مطرح شده بود که آثار کمتری بر فعالیت وزارتخانهها داشتند، اما دولت در نهایت تصمیم به کاهش اعتبارات گرفت.
گزارش با اشاره به نزدیکبودن انتخابات، این پرسش را مطرح کرد که آیا میتوان انتظار داشت بتسلئیل اسموتریچ و نتانیاهو در چنین مقطعی به سراغ اعتبارات ائتلافی بروند؛ درحالیکه طی چهار سال جنگ و افزایش مالیاتها از چنین اقدامی خودداری کردهاند.
مطر: اسرائیل بیش از پیش به سمت نظامیگری حرکت میکند
مجری برنامه در گفتوگو با دکتر علی مطر، افزایش بودجه نظامی به بهای کاهش اعتبارات خدمات عمومی را نشانهای مهم از وضعیت داخلی رژیم صهیونیستی دانست و درباره پیامدهای آن پرسید.
مطر پاسخ داد که این روند نشان میدهد رژیم صهیونیستی بیش از گذشته به سمت نظامیگری حرکت میکند؛ زیرا بخش عمده منابع مالی به امنیت و امور نظامی اختصاص مییابد.
وی افزود: این وضعیت نشاندهنده بیثباتی است. اسرائیل که بر پایه تأمین رفاه برای یهودیان شکل گرفته بود، دیگر بهعنوان یک دولت رفاهی برای جامعه خود عمل نمیکند. از یک سو، بیثباتی آن افزایش یافته و از سوی دیگر، با مشکلات اقتصادی روبهرو شده است.
به گفته این پژوهشگر، نظامیگری و تداوم جنگها بار اقتصادی بیشتری بر دوش اسرائیلیها گذاشته و موجب افزایش نارضایتی در جامعه شده است.
مطر تأکید کرد که خسارتهای ناشی از جنگ تنها به ایران، لبنان، غزه یا طرفهایی که هدف حملات قرار میگیرند محدود نمیشود؛ بلکه جامعه اسرائیل نیز هزینههای سنگینی را متحمل میشود و این خسارتها در داخل سرزمینهای اشغالی انعکاس پیدا میکند.
اسموتریچ و عربستان؛ کمک امنیتی در برابر عادیسازی علنی روابط
آخرین محور برنامه به اظهارات بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی رژیم صهیونیستی، درباره عربستان سعودی و کمکهای احتمالی "اسرائیل" به این کشور اختصاص داشت.
در گزارش پخششده از رسانه عبری، اسموتریچ گفته بود که "اسرائیل" نباید پیش از دریافت امتیاز متقابل از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، چیزی در اختیار او قرار دهد.
او با اشاره به کمکهای ارائهشده به عربستان گفت که به اعتقادش، ارائه این کمکها بدون دریافت امتیاز متقابل اشتباه است؛ زیرا به گفته او، خاورمیانه زبان احترام و رفتار متقابل را میفهمد.
اسموتریچ تأکید کرده بود که حاضر نیست عربستان بارها در موضعی مخالف "اسرائیل" قرار بگیرد و در عین حال، "اسرائیل" همچنان به این کشور کمک کند.
او در ادامه از ضرورت و امکان دستیابی به توافق عادیسازی روابط با عربستان سخن گفته بود.
در ادامه گزارش عبری، این موضع چنین تفسیر شد که اسرائیل نباید به کشوری تبدیل شود که دیگران از کمکهای آن استفاده کنند، اما در عرصه عمومی علیه آن موضع بگیرند.
در این گزارش تأکید شده بود کشورهایی که به کمک اطلاعاتی، امنیتی یا سایر توانمندیهای "اسرائیل" نیاز دارند، باید روابط خود را با تلآویو علنی کنند و این روابط را پنهانی پیش نبرند.
مطر: تلآویو میخواهد روابط با عربستان از پشت پرده به عرصه عمومی منتقل شود
مجری برنامه از دکتر علی مطر پرسید که اظهارات اسموتریچ درباره کمک به محمد بن سلمان و مطالبه روابط علنی با ریاض چه معنایی دارد.
مطر در پاسخ گفت این اظهارات نشان میدهد که روابطی میان عربستان و رژیم صهیونیستی وجود دارد، اما بخشی از این روابط و کمکها، به گفته او، پشت پرده انجام میشود. وی با اشاره به سخنان اسموتریچ تأکید کرد که طرف اسرائیلی خواهان توافقی علنی برای عادیسازی روابط است.
این پژوهشگر افزود که تلآویو از چنین توافقی منافع سیاسی و منطقهای به دست خواهد آورد؛ زیرا عادیسازی روابط با عربستان میتواند راه را برای عادیسازی روابط دیگر کشورهای منطقه با رژیم صهیونیستی هموار کند.
به گفته مطر، اسرائیل میخواهد به کشوری عادی در منطقه تبدیل شود و از وضعیت انزوای سیاسی خارج شود.. از همین رو، به اعتقاد او، تلآویو از عربستان میخواهد روابط خود را علنی کند تا زمینه برای همکاریهای بیشتر، از جمله در حوزههای امنیتی و نظامی، فراهم شود.
مطر با اشاره به فشارهایی که عربستان در ارتباط با جنگ یمن با آن روبهروست، مدعی شد که ریاض ممکن است به کمکهای امنیتی و نظامی نیاز داشته باشد و همین مسئله میتواند در محاسبات مربوط به روابط دو طرف نقش ایفا کند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا عربستان در نهایت به عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی تن خواهد داد، گفت به اعتقاد او، این روند ممکن است با وجود طولانیشدن، در نهایت به برقراری روابط علنی منجر شود.
این پژوهشگر پیشبینی کرد که در چنین سناریویی، عربستان روابط خود با "اسرائیل" را آشکارتر خواهد کرد و ممکن است از کمکهای نظامی و امنیتی مورد نیاز خود نیز بهرهمند شود.